تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣

درمان بوسيله فاتحه :

البتّه ! از ظاهر آيات قرآن و قرائت و با خود داشتنش - چنان كه در او ، وجوه گوناگون شفا است - در رفع ناخوشى و علل و أمراض ( مختلف ) ، إستمداد مىشود . و با آن مرضهاى بدن ، معالجه ميگردد ! و زيان و گرفتارى و بلا [ بإقتضاى حكمت پروردگار ! ] از بين ميرود . و با تدبّر معانى و درك مقصودش ، كورى جهل ! و حيرت شكّ ! و سرگردانى وادى ضلالت و گمراهى ( و كجى ) را از دلها ميزدايد ! و با آيات يكتاپرستى و دادگرى ، آنچه مرض كفر و نفاق و شقاق است درمان مىكند ! و بشر را به كسب فضائل و صفات پسنديده و رفع موجبات ننگين خلق و خوى ميكشاند ! و از آنچه موجب سقوط إنسان ، از آستان مولاى او ، و باعث إنحطاط از مكارم لطف او است ، براى دفعش سوق ميدهد . قرآن ، در دنيا و آخرت ، درمان همگانى بدن و روح عامّهء مردم ! ( و شفاء ) و رحمت مؤمنين است ! - بويژه ؛ آنها كه از او بهره مىبرند ! - همچنين ؛ جميع درمان علل و أمراض مختلف روحى و قلبى و بدنى را كه در قرآن است ، سورهء فاتحه ، دربردارد . امّا ! علل و أمراضى كه بر بدن ، رو ميآورد : از پيامبر أعظم صلّى اللّه عليه و آله ، روايت است كه فرمود : « فاتحة الكتاب ، درمان هردردى است ، بجز مرگ ! » « 1 » إمام صادق عليه السّلام فرمود : « خواندن سورهء حمد ، شفاى هردردى است ، بجز مرگ ! » « 2 » « إمام باقر و إمام صادق عليهما السّلام ، فرمودند : « كسى كه ؛ سورهء حمد ، - او را - بهبودى نبخشد ، چيز ديگر ، بهبوديش نبخشد » « 3 » سورهء فاتحه ، پناهگاه بزرگ ! و وسيلهء معنوى نگهدارنده‌اى است ! كه ؛ از درد و رنج و مرضها ، به آن ، پناه برده مىشود . و براى از بين بردن علل و أمراض خطرناك ! - بنا به أحاديثى كه از أهل بيت عليهم السّلام وارد است - بطرق گوناگون ، از آن استفاده ميگردد و برخى بقرار زير است : [ راوندى ] در دعواتش ، از أمير المؤمنين عليه السّلام ، روايت دارد كه : « حسين عليه السّلام ، مريض شد . فاطمه صلوات اللّه عليها ، او را برداشت و نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت : يا رسول اللّه ! از خدا بخواه ، كه بفرزندت شفا مرحمت كند ! .
هامش
( 1 ) - تفسير عيّاشى ، جلد 1 ، صفحه 20 ( 2 ) - بحار ، جلد 92 ، صفحه 261 ( 3 ) - تفسير عيّاشى ، جلد 1 : 20 و بحار ، جلد 92 : 237 و 261 و برهان ، جلد 1 : 42
تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 53 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / شاهمرادى