« برايشان دلهائى است ، ( ولى ) با آن ، درك و إحساس نميكنند . » « 1 »
و از جمله : كسى را كه دچار است ، گنگ و لال ميسازد ! و از ياد خدا باز ميدارد ! و قادر نيست دربارهء چيزى كه به او مربوط است ، سخنى گويد و بحقّ ( و راستى ) إعتراف كند . و با آنهمه ( نعمت و توان ) كه بايستى بتمجيد و ستايش و تسبيح و تهليل ، به ياد مولا و سرورش باشد ، سكوت إختيار مىكند ! و بگفتار زشت و باطل ميپردازد ! و ياوهسرائى را دوست دارد .
و از جمله : با تسلّط و إستيلاى أمراض ( گوناگون ) بر دل ، موجب تمام آن بلاها فراهم مىشود ! و روح إيمان را بكلّى از بين ميبرد ! و زندگى معنوى را از او دور ميسازد ! . ديگر ؛ شنوائى و بينائى و تعقّل و ياد حقّ از او گرفته مىشود ! و شعور از بين ميرود ! و گفتارى درك نميكند ! .
هامش
( 1 ) -« لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها »أعراف ، آيه 179