پاورقى شمارهء 19 صفحهء 95
بيانى در مشيّت و إراده !
( 19 ) مرحوم مجلسى در مرآة العقول - جلد 1 : 105 - در معنى مشيّت و إراده [ بنابر آنچه كه ؛ مربّى و استاد ما ، پدر بزرگوارم - أمينى - كه تربتش پاك باد ! إظهار نموده ] وجوهى بتفصيل آورده كه ؛ خلاصهاش اين است :
1 - گفته مىشود كه : مراد از [ مشيّت ] ، علم است . و آنچه در كتاب فقه الرّضا ( ع ) است ، آن را تأييد مىكند . آنجا كه فرموده :
« تحقيقا ! خدا ، از بندگانش معصيت خواست ! و إراده نكرد . و طاعت خواست ! و از آنها إراده كرد .
چون ؛ مشيّت ، مشيّت [ أمر ] است و مشيّت [ علم ] . و إرادهاش إرادهء رضا است و إرادهء فرمان - فرمان بطاعت و رضا بإطاعت - و گناه و معصيت را خواست ، يعنى : بنافرمانى و معصيت بندگانش عالم شد ! و آنها را به آن فرمان نداد ، . . . »
2 - گفته مىشود كه : مراد از [ مشيّت ] ، طاعت است - هدايتها و ألطاف خاصّ او ، كه از ضروريّات ( وظائف و ) تكليف نيست -
و مراد از معصيتخواهيش ، رهاكردن او ، و نسبت به او ، عدم انجام ألطاف و أنعام است . و چيزى از هدايت و عدم هدايت ، باعث جبرش بر فعل و ترك ( أعمال و رفتار ) نيست . و با إستحقاق ثواب و عقاب ، منافات ندارد .
3 - گفته شده كه مراد ( از مشيّت ) ، آمادهكردن أسباب فعل بنده است ، بعد از إرادهء بنده ، ( بانجام ) آن .
4 - گفته مىشود : وقتى كه مصلحت ، إقتضا نمود ، از علم خدا ، تكليفى صادر مىشود . و از جمله تكاليف ، [ معصيت ] است ! . با علمى كه به آن دارد ، او را مكلّف ميسازد ! و آن را بإختيارش ميگذارد و معصيت را انجام ميدهد ، گوئى صدور آن را از وى خواسته است .
و همچنين ؛ در طاعت . هرگاه ؛ عدم صدورش را از او دانست ، آن ، مجازا [ مشيّت ] ناميده مىشود . و اين ، مجاز شايعى است . چنان كه هرگاه ؛ مولى ، بندهاش را بأو امرى فرمان داد ، و او را در آن مخيّر ساخت - و با علمش باينكه انجامش نميدهد - او را بر انجام و ترك ، إمكان داد ، به او گفته مىشود : تو آن را انجام دادى ! زيرا ؛ ميدانستى كه او را انجام نميدهد ! و إمكانش دادى و به خودش واگذار نمودى ! .
5 - گفته مىشود كه : مراد از مشيّتش عدم جبر او است بر انجام طاعت يا ترك معصيت .
ببيان ديگر : عدم مشيّت ، مشيّت عدم ، ناميده شده . و اين بوجه سابق ، نزديك است . بلكه به آن برميگردد .
6 - مشيّت ، إسناد دادن به [ علّت بعيد ] است براى فعل . پس البتّه ؛ بنده - و قدرت و إرادهاش - چونكه براى خدا ، مخلوق است ، او جلّ و علا ! براى همهء أفعالش [ علّت بعيد ] است .
7 - آنچه از [ مشيّت بالتّبع ] در خبر گذشته ، به آن إشاره نموديم .