گفتم : از من گره گشودى ! خدا ، گرهگشاى تو باشد ! . جز اينكه گفتى : [ شنوا ، بينا ] . شنوا با گوش ؟ و بينا با چشم ؟ ! .
فرمود : او ، ميشنود با آنچه مىبيند ! . و مىبيند با آنچه ميشنود ! . بينا است ! نه با چشم - مثل چشم آفريدگان - و شنوا است ! نه مانند شنيدن شنوندگان ! ليكن ؛ وقتى كه ؛ چيز پنهانى [ از أثر ذرّهء سياه ! بر سنگ سخت ! در شب ظلمانى ! زير خاك و درياها ] بر او پوشيده نيست ، گفتيم ؛ [ بينا ] است ! نه مانند چشم آفريدگان .
و زمانيكه ؛ أنواع لغات و زبانها ، بر او مشتبه نشد ، و شنيدن از شنيدن ديگر ، بازش نداشت ، گفتيم : [ شنوا ] است ! نه مثل شنيدن شنوندگان .
گفتم : فدايت گردم ! مسألهاى باقى ماند .
فرمود : بياور ، خدا پدرت را بيامرزد ! .
گفتم : خداى قديم ، ميداند چيزى كه نبود ، اگر بود ، چگونه ميبود ؟
فرمود : واى بر تو ! البتّه ؛ مسائلت مشكل است . آيا نشنيدى ، خدا ميفرمايد :
[ اگر معبودى - جز خدا - در آسمان و زمين بود ! ايندو ، فاسد ميگرديد . ] « 1 »
[ و هرآينه ؛ برخى از آنها ببرخى ، برترى ميحبستند . ] « 2 »
و خداى تعالى ! گفتار أهل آتش را ( چنين ) بازگو مىكند :
[ ما را بيرون بياور تا عمل صالحى بجاى آوريم ! غير آنچه بجا ميآورديم ] « 3 »
و فرمود : [ و اگر باز گشتند ، به آنچه از آن نهى شدند عودت كنند ! ] « 4 »
پس ؛ چيزى را كه نبود ، دانسته است كه ؛ اگر بود ، چگونه ميبود .
ايستادم كه دست و پايش ببوسم ، سرش را نزديك كرد ، صورت و سرش را بوسيدم و بيرون رفتم . و بخاطر خير و صلاحى كه روشن گرديد ، آنچنان سرور و شادى در من بود ! كه از ( بيان و ) وصفش عاجزم ! . »
* * *
هامش
( 1 ) -« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا »أنبياء ، آيه 22
( 2 ) -« وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ »مؤمنون ، آيه 91
( 3 ) -« أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ . »فاطر ، آيه 37
( 4 ) -« وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ »أنعام ، آيه 28