تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير فاتحة الكتاب ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
گفتم : از من گره گشودى ! خدا ، گره‌گشاى تو باشد ! . جز اينكه گفتى : [ شنوا ، بينا ] . شنوا با گوش ؟ و بينا با چشم ؟ ! . فرمود : او ، ميشنود با آنچه مىبيند ! . و مىبيند با آنچه ميشنود ! . بينا است ! نه با چشم - مثل چشم آفريدگان - و شنوا است ! نه مانند شنيدن شنوندگان ! ليكن ؛ وقتى كه ؛ چيز پنهانى [ از أثر ذرّهء سياه ! بر سنگ سخت ! در شب ظلمانى ! زير خاك و درياها ] بر او پوشيده نيست ، گفتيم ؛ [ بينا ] است ! نه مانند چشم آفريدگان . و زمانيكه ؛ أنواع لغات و زبانها ، بر او مشتبه نشد ، و شنيدن از شنيدن ديگر ، بازش نداشت ، گفتيم : [ شنوا ] است ! نه مثل شنيدن شنوندگان . گفتم : فدايت گردم ! مسأله‌اى باقى ماند . فرمود : بياور ، خدا پدرت را بيامرزد ! . گفتم : خداى قديم ، ميداند چيزى كه نبود ، اگر بود ، چگونه ميبود ؟ فرمود : واى بر تو ! البتّه ؛ مسائلت مشكل است . آيا نشنيدى ، خدا ميفرمايد : [ اگر معبودى - جز خدا - در آسمان و زمين بود ! ايندو ، فاسد ميگرديد . ] « 1 » [ و هرآينه ؛ برخى از آنها ببرخى ، برترى ميحبستند . ] « 2 » و خداى تعالى ! گفتار أهل آتش را ( چنين ) بازگو مىكند : [ ما را بيرون بياور تا عمل صالحى بجاى آوريم ! غير آنچه بجا ميآورديم ] « 3 » و فرمود : [ و اگر باز گشتند ، به آنچه از آن نهى شدند عودت كنند ! ] « 4 » پس ؛ چيزى را كه نبود ، دانسته است كه ؛ اگر بود ، چگونه ميبود . ايستادم كه دست و پايش ببوسم ، سرش را نزديك كرد ، صورت و سرش را بوسيدم و بيرون رفتم . و بخاطر خير و صلاحى كه روشن گرديد ، آنچنان سرور و شادى در من بود ! كه از ( بيان و ) وصفش عاجزم ! . » * * *
هامش
( 1 ) -« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا »أنبياء ، آيه 22 ( 2 ) -« وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ »مؤمنون ، آيه 91 ( 3 ) -« أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ . »فاطر ، آيه 37 ( 4 ) -« وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ »أنعام ، آيه 28