اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ »
« 1 »
يقينا تو ؛ وقتى كه دو قرص نان دزديدى ، دو سيّئه بود ، و چون ؛ دو انار دزديدى ، دو سيّئه ! . چون ؛ بدون أمر صاحبشان به غير صاحبشان دادى ، جز اين نيست كه ؛ چهار سيّئه به چهار سيّئه افزودى ! و چهل حسنه به چهار سيّئه نيفزودى ! پس ؛ شروع كرد به نگاهكردن من ! كه رهايش كردم و برگشتم ! .
إمام صادق عليه السّلام فرمود :
بمانند اين تأويل زشت جاهلانهء دور از حريم حق ، گمراه ميشوند ! و گمراه ميكنند ! ، و اين ، تأويل ( و توجيه ) معاويه است - كه آنچه لايق او است ، بر او باد ! - او ، زمانيكه بقتل عمّار ياسر رحمة اللّه عليه ، پرداخت ! لرزه بر اندام گروه كثيرى افتاد ! و گفتند ؛ رسولخدا ( ص ) فرمود :
« عمار را ، گروه تجاوزكار ميكشد ! »
در اين لحظه ، [ عمر و عاص ] ، بر معاويه وارد شد و گفت : اى أمير المؤمنين ! مردم ، بهيجان و إضطراب درآمدهاند ! .
گفت : براى چه ! ؟
گفت : بخاطر كشتن عمّار ياسر ! . آيا چنين نيست كه ؛ واقعا ! رسولخدا ( ص ) فرمود : « عمّار را ، گروه تجاوزكار ميكشد ! »
معاويه به او گفت : در سخنت كوتاه آمدى ! آيا ؛ ما او را كشتيم ؟ ! جز اين نيست كه ؛ علىّ بن أبيطالب - هنگامى كه ؛ او را بين سرنيزههاى ما افكند - او را كشت ! .
اين مطلب ، به ( گوش ) على رسيد ، فرمود :
پس ؛ در اين صورت ، پيامبر خدا ( ص ) است كه ؛ حمزه را كشت ! - هنگامى كه او را بين سرنيزههاى مشركين افكند ! -
آنگاه ؛ إمام صادق عليه السّلام فرمود :
خوشا به حال كسانى كه ؛ آنها چنانند كه رسولخدا ( ص ) فرمود :
« اين دانش را دادگران هرنسلى حاملاند ، كه ؛ تحريف خودسران و غاليان ! و إدّعاى دروغ پوچگرايان ! و تأويل جاهلان را از آن ، دور سازند ! . »
در اين لحظه ، مردى بآنجناب گفت :
يابن رسول اللّه ! من ، بواسطهء بدنم از يارى شما عاجزم ! و جز بيزارى از دشمنان شما ! و لعن آنها را مالك نيستم ! پس ؛ حالم چگونه است ؟
إمام صادق عليه السّلام به او فرمود :
پدرم از پدرش از جدّش حديث نمود كه ، رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
كسى كه ؛ از يارى ما - أهل بيت - عاجز و ناتوان شد ! و در نهان و خلوتهاى خويش بلعن دشمنان ما پرداخت ، صداى او را خدا ، بجميع فرشتگان - از زمين تا عرش إلهى - رسانيد ! و هرزمان كه ؛ اين مرد ، دشمنان ما را لعن خاصّى نمود ، او را ( فرشتگان ) ، يارى و مساعدت كردند ! و بلعن هركه مشغول است ( آنان
هامش
( 1 ) - مائده ، آيه 27