تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقعة الجمل (نبرد جمل) (فارسى) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
و اين اولين شهادت دروغى بود كه در اسلام واقع شد . عايشه به مسيرش ادامه داد تا به بصره رسيد اما عثمان بن حنيف و خزانه‌داران و محافظان بيت المال كه از جانب امير المؤمنين تعيين شده بودند ، از ورود آنها جلوگيرى كردند . اما يك شب شيطان آنها را فريفت و عليه عثمان شوريدند او را كتك زدند و گرفتار ساختند و ريشهايش را كندند و مىخواستند او را بكشند اما از برادرش سهيل [ سهل ] ترسيدند . و بنا به روايتى ديگر : پس از حركت از مكّه رفتند تا به حوأب رسيدند كه نام منزلگاه بنى كلاب بود و آنها را در اين ناحيه يافتند در اين هنگام سگهاى بنى كلاب بر آنها پارس كردند . عايشه پرسيد نام اين جا چيست ؟ ساربان گفت : اين جا حوأب است . ناگهان عايشه گفته رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم را به ياد آورد و گفت : مرا باز گردانيد نيازى به اين سفر ندارم . امّا طلحه و زبير و پنجاه نفر ديگر نزد او آمدند گفتند : « به خدا سوگند اين جا حوأب نيست » . و اين اولين شهادت دروغى است كه در اسلام واقع شد . سپس به بصره رسيدند امّا عثمان بن حنيف و خزانه داران و محافظان بيت المال از ورود آنها جلوگيرى كردند و ميانشان درگيرى روى داد كه هفتاد تن از آنها كشته شدند و به مصالحه تن در دادند امّا پس از آن عثمان را گرفتار ساختند و او را كتك زدند و ريشش را كندند و خواستند او را بكشند ولى از برادرش سهيل ترسيدند !

حركت امير المؤمنين عليه السّلام به سوى بصره

پس از گذشت چهار ماه امير المؤمنين عليه السّلام با هفتصد سوار كه چهار صد تن از مهاجرين و انصار و هفتاد تن از حاضران در جنگ بدر و بقيه از اصحاب رسول خدا بودند ، به سوى بصره روى آورد . « 1 »
هامش
( 1 ) ابن اثير در الكامل فى التاريخ ( 3 : 231 ) مىگويد : « ابو قتاده انصارى به على گفت : يا امير المؤمنين ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم اين شمشير را بر من بست و من مدتها آن را غلاف كرده بودم و اينك زمان بر كشيدن آن بر سر اين قوم رسيده است كه از ناراستى با امت كوتاهى نمىكنند دوست دارم مرا جلو بفرستى . ام سلمه گفت : اى امير مؤمنان ، اگر نبود كه نافرمانى خدا مىكنم و تو نيز از من نمىپذيرى ، همراه تو مىآمدم اين پسر عموى من است كه به خدا سوگند از جانم عزيزتر است و با تو مىآيد و در معركه جنگ تو حاضر مىشود .
وقعة الجمل (نبرد جمل) (فارسى) — صفحة 98 | شانه چى / ضامن بن شدقم الحسيني المدني