سپس امير المؤمنين عليه السّلام آمد و در كنار هودج ايستاد و با چوب بر هودج زد و فرمود : « حميراء آيا رسول خدا به تو امر كرده بود كه اين گونه بر من خروج كنى ؟ آيا به تو امر نكرده بود كه در خانهات بمانى ؟ به خدا كسانى كه تو را از خانهات بيرون كشيدند با تو به انصاف رفتار نكردند زيرا همسران خودشان را در خانههاشان نگه داشتند ولى تو را در ميان مردم ظاهر كردند » .
پس از آن برادر او محمّد را فرمان داد كه عايشه را در خانه آمنه دختر حارث بن طلحه الطلحات جاى دهد سپس هودج را بلند كرد و با شمشير شتر را كشت .
وقعة الجمل (نبرد جمل) (فارسى) — صفحة 131
مساهمون: شانه چى
ص١٣١