وَ يَهْدِيَكُمْ صِراطاً مُسْتَقِيماً
؛ يعنى خداوند به لطف و عنايتش بر بينش و اطمينان و يقين شما مىافزايد .
وَ أُخْرى لَمْ تَقْدِرُوا
؛ يعنى خدا به شما غنيمتهاى ديگرى وعده داد كه بر آن دست نيافتيد و آن غنيمتهاى هوازن در جنگ حنين بود .
قَدْ أَحاطَ اللَّهُ بِها
؛ يعنى خداوند بر آن غنايم قادر بود و شما را بر آنها مسلّط ساخت و از آن غنايم برخوردار فرمود .
وَ لَوْ قاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبارَ
؛ اين نوعى علم و آگاهى نسبت به امور معدوم است و خداوند سبحان از چگونگى وجود آنچه بعدها به وجود خواهد آمد آگاه است .
سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ
؛ « سنّة » در محل مصدر مؤكّد است يعنى خداوند پيروزى پيامبران خود را سنتى قرار داده است ، اين آيه نظير
كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي
؛ است « خداوند چنين مقرّر داشته كه من و رسولانم پيروز مىشويم » ( مجادله / 21 )
وَ هُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ
؛ خداوند شما را از خطر تجاوز و كشتار اهل مكّه باز داشت .
وَ أَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ
؛ خداوند در وادى مكّه شما را با منع و نهى خود از كشتار آنان در روز حديبيه باز داشت و جريان از اين قرار بود كه اهل مكّه چهل مرد را فرستادند تا مسلمانان را دستگير كنند پس خودشان اسير مسلمين شدند پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله آنان را آزاد كرد .
از عبد اللَّه بن مغفل روايت شده است كه پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله زير درختى نشسته بود و در حالى كه على عليه السّلام در برابر او مشغول نوشتن صلحنامه بود سى جوان مسلّح به مسلمانان يورش آوردند و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله آنها را نفرين كرد و خداوند بينايى آنها را