تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
غطفان را كه براى يارى آنها آمده بودند از شما دفع كرد و خداوند در دلهايشان وحشت انداخت پس آنها مجبور به عقب نشينى شدند و گفته شده : منظور اين است كه با صلح حديبيه سلطهء مردم مكّه را از شما دفع كرد تا اين دفع دشمن و صلح و غنيمتى كه به سرعت به دست آمد عبرت و نشانه‌اى براى مؤمنان باشد تا بدانند كه در پيشگاه خداوند ارج و منزلتى دارند و خدا ضامن يارى كردن و گشايش و فتح آنهاست چرا كه صلح بر اين واقع شد كه ده سال جنگ متوقف شود كه در آن ده سال مردم در امان باشند و نيز هر يك از مسلمانان كه وارد مكّه شود خون و مالش محفوظ باشد و هر يك از قريش كه وارد مدينه شود بر خون و مال خود ايمن باشد و هر كس دوست بدارد كه با محمّد صلّى اللَّه عليه و آله بيعت كند بتواند و هر كس دوست بدارد كه با قريش بيعت كند آزاد باشد پس قبيلهء خزاعه گفتند ما با محمّد پيمان مىبنديم و قبيله كنانه گفتند ما با قريش هم پيمان مىشويم سهيل بن عمرو به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله گفت : پيمان مىبنديم بر اين كه هر مردى از ما نزدت آمد اگر چه مسلمان باشد به ما برگردانى و هر كس از ياران تو نزد ما آمد او را به تو برنگردانيم . مسلمانان گفتند : سبحان اللَّه ! چگونه شخصى كه مسلمان خدمت شما آمده است به كفّار مسترد شود حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : هر كس از ما نزد آنها برود خدا او را بيشتر از ما دور سازد و هر كس از آنان نزد ما بيايد ما او را به آنها بازپس مىدهيم ، اگر خدا بداند كه قلبا مسلمان است برايش راه نجاتى قرار خواهد داد . سهيل گفت : با تو بر اين پيمان مىبنديم كه امسال برگردى و به مكّه وارد نشوى و سال آينده ما از مكّه بيرون مىرويم و تو با يارانت وارد مىشوى و سه روز در آن مىمانى و اگر مسلّح وارد شويد لازم است اسلحه‌هايتان در غلاف باشد و اين قربانيهايى را كه به همراه داريد هر جا كه ما متوقفشان ساختيم همانجا بايد بماند و نبايد آنها را جلو ما بيندازيد . حضرت فرمود : ما قربانيهاى خود را به سوى قربانگاه مىبريم شما برگردانيد ، عمر بن خطّاب گفت : به خدا از روزى كه مسلمان شدم جز امروز در رسالت