تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 708

مساهمون:

ص٧٠٨
مكر او را ضايع و تباه سازد .
وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ
؛ خداوند گروهى پرنده به نام ابابيل بر آنها فرستاد . مفرد « ابابيل » « اباله » و در مثل گويند : ضغث على ابالة « 1 » . دسته‌اى از پرندگان در گرد آمدنشان به « اباله » تشبيه شده‌اند ، بعضى گفته‌اند : ابابيل مانند عباديد و شماطيط است و مفرد ندارد .
تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ
؛ يعنى آن پرندگان بر آنان ( ابرهه و يارانش ) سنگهايى از سجّيل بيفكندند . در معناى سجّيل چند قول است : 1 - مشتقّ از اسجال به معناى ارسال و فرستادن است چون عذاب به فرستادن وصف شده يعنى سنگباران كردن آنها از جمله عذابهايى است كه [ بر آنها ] نوشته شده ( مقدّر گرديده ) است . 2 - گلى است پخته شده مانند آجر . 3 - معرّب سنگ گل است . در كلمهء « طير » نيز دو قول است : 1 - گويند پرندگانى سفيد بودند و در منقار هر پرنده‌اى يك سنگ و در پاهايش دو سنگ بزرگتر از عدس و كوچكتر از نخود بود . 2 - پرندگانى سبز بودند كه منقارهاى زرد داشتند . ابن عبّاس گويد : از جنس آن سنگها در نزد امّ هانى ديدم و نظير پيمانه‌اى بود كه خطهاى قرمز داشت مانند مهرهء يمانى كه از معدن عقيق بيرون مىآيد ، پس سنگ بر سر هر مردى [ از لشكريان ابرهه ] كه قرار مىگرفت از طرف ديگر او ( مقعدش )
هامش
( 1 ) - ضرب المثل ، در جايى به كار مىرود كه شخصى گرفتار مصيبت و بلايى شده ، مجدّدا به بلاى ديگرى گرفتار مىشود . - م .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 708 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى