تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 707

مساهمون:

ص٧٠٧
برگشت و كنار در كعبه آمد و حلقهء در را گرفته و مىگفت :
لا همّ إنّ المرء يمن * ع اهله فامنع حلالك لا يغلبنّ صليبهم
و محالهم عدوا محالك ان كنت تاركهم و كعبتنا * فأمر ما بدا لك « 1 » يا ربّ لا أرجو لهم سواكا
يا ربّ فأمنع منهم حماكا « 2 »
پس در حال دعا توجّهى كرد ناگاه پرنده‌اى [ ديد ] كه از سوى يمن مىآيد و گفت : به خدا اين پرنده شگفت‌آور است و پرندهء دريايى نيست [ از منطقهء نجد نيست ] و از تهامه و مكّه هم نيست .
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ
؛ يعنى تو آثار كار خدا را نسبت به شاه حبشه كه قصد تخريب كعبه را كرد ديدى و آن سالى بود كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در آن متولد شد .
كَيْفَ
؛ محلا منصوب به « فعل ربّك » است نه به « أ لم تر » چون در « كيف » معناى استفهام هست .
أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ
؛ آيا قصد سوء آنان در تخريب خانهء خدا و كشتن اهالى آن و مباح ساختن اموالشان را باطل نكرد گفته مىشود : ضلّل كيده ، هر گاه
هامش
( 1 ) - اين اشعار را عبد المطّلب سرود آن گاه كه ابرهه آهنگ ويران ساختن كعبه كرد و دويست شتر او را به يغما برد . خداوندا آدمى خاندان خود را حفظ مىكند و تو خدايى پس ساكنان حرمت را كه در آن قرار دارند حفظ فرما و امروز خاندانت ( ساكنان حرم ) را در برابر خاندان صليب ( مسيحيان ) و پرستندگان صليب نصرت فرما تا صليب آنها و حيله‌هايشان ظالمانه بر اهل حرم غالب نشوند ، آنها كه تمام نيروها و پيلهايشان را آورده تا عائله‌ات ( مردم مكّه ) را اسير كنند . گروهى نادان با مكر و فريب خود آهنگ حرم تو را كرده و از عظمتت نترسيدند . اگر آنان را در برابر كعبهء ما كه قصد ويرانى آن را دارند به حال خود واگذارى كه هر كار بخواهند انجام دهند حكمت و مصلحتى در آن است كه تو مىدانى و ما بىخبريم . ( 2 ) - اين شعر نيز از عبد المطّلب است : براى دفع آنان ( ابرهه و لشكريانش ) به كسى جز تو اميد ندارم پروردگارا حمايت خود را از آنان بازدار .