تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 691

مساهمون:

ص٦٩١
عاديات ضبحا از من سؤال كرد پس آن را به اسبان تفسير كردم ، آن گاه خدمت على عليه السّلام رفت در حالى كه حضرت داخل در ( آب انبار ) زمزم بود ، سائل از حضرت در همان مورد سؤال كرد و آنچه من گفته بودم براى او نقل كرد حضرت فرمود ابن عبّاس را نزد من فرا بخوان و چون خدمتش رسيدم فرمود : براى مردم به چيزى كه علم ندارى فتوا مىدهى ، به خدا كه در اولين غزوهء اسلام كه بدر بود تنها دو اسب زبير و مقداد را داشتيم پس منظور از
« وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً »
شتر سوارانى از عرفه تا مزدلفه و از آنجا تا منى هستند . اگر اين روايت صحيح باشد « ضبح » استعاره از شتران است چنان كه باقر استعاره از انسان و بقر استعاره از گاو نر و نظاير آن است . بعضى گفته‌اند : « ضبح » به معناى « ضبع » است ، گويند : ضبّحت الإبل و ضبعت اذا مدّت اضباعها فى السّير ، يعنى هر گاه شتر در حال حركت زير بغل و وسط بازوى خود را بكشد . فوسطن به جمعا ؛ منظور از جمع ، مزدلفه است . اين سوره [ به قولى ] در غزوهء ذات السلاسل نازل شد كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله پس از آن چند نفر ( مانند ابو بكر و عمر و . . . ) را به جنگ فرستاد و كارى از پيش نبرده و برگشتند ، حضرت على عليه السّلام را فرستاد [ وجه تسميهء اين غزوه به ذات السّلاسل اين است كه جمعى از مشركان كشته و جمعى اسير شده و به ريسمان كشيده شدند ] .
فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً
؛ « اثرن » عطف بر فعلى است كه اسم فاعل بجاى آن قرار داده شده است . [ مغيرات كه به جاى اغرن آمده ] و معنى اين است : و اللّاتى عدون فأودين فأغرن ، اسبانى [ شترانى ] كه دويدند و از برخورد سمّ آنها با زمين و سنگ ، برق جهيد و بر دشمن شبيخون زدند .
إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ
؛ كنود به معناى كفور است يعنى انسان مخصوصا نعمت پروردگار خود را كفران مىكند و سخت ناسپاس است .
وَ إِنَّهُ عَلى ذلِكَ لَشَهِيدٌ
؛ يعنى انسان در روز قيامت به ضرر خود گواهى مىدهد كه