ترجمه :
به نام خداوند بخشندهء مهربان .
آن حادثهء كوبنده . ( 1 )
و چه حادثهء كوبندهاى ؟ ! ( 2 )
و تو چه مىدانى كه حادثهء كوبنده چيست ؟ ( 3 )
روزى كه مردم مانند پروانههاى پراكنده به هر سو ، مىدوند . ( 4 )
و كوهها مانند پشم رنگين حلّاجى شده مىگردد . ( 5 )
( در آن روز ) كسى كه ترازوهاى اعمالش سنگين است . ( 6 )
در يك زندگى خشنود خواهد بود . ( 7 )
و اما كسى كه ترازوهايش سبك است . ( 8 )
پناهگاهش « هاويه » ( دوزخ ) است . ( 9 )
و تو چه مىدانى هاويه چيست ؟ ( 10 )
آتشى است سوزان . ( 11 )
تفسير :
الْقارِعَةُ مَا الْقارِعَةُ . . .
يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ
؛ ( يوم يكون ) منصوب به فعل مقدّرى است كه « قارعه » بر آن دلالت دارد يعنى دلها را با قارعه مىكوبد . روزى كه مردم مانند پروانههاى پراكندهاند ، خداوند انسانها را - در بسيارى و پراكنده شدن و ضعف و خوارى و پريدن از هر سو به طرف دعوت كننده - به پروانه تشبيه كرده است و در مثلهاى عرب آمده است : اضعف من فراشة و اذلّ و اجهل ، [ فلانى ] ضعيفتر و نادانتر و خوارتر از پروانه است .
وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ
؛ خداوند كوهها را به پشم رنگارنگ و حلّاجى شده تشبيه كرده چون كوهها رنگهاى مختلف دارند و اجزاى آن از هم جدا مىشود .
فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ
؛ موازين جمع موزون و منظور عملى است كه در پيشگاه خدا اهميّت و ارج دارد ، يا جمع ميزان است و مقصود از « ثقل » برترى اعمال نيك بر