تفصيل قائل شدهاند و در اسم « ياء » را قلب به « واو » كردهاند ولى در صفت اين قلب را انجام نداده و گفتهاند : امرأة خزياء و صدياء ، و معناى آيه چنين است : ثمود با طغيان خود مرتكب تكذيب شدند چنان كه مىگويى : ظلمنى بجرأته على اللَّه ، با جرى شدنش بر خدا به من ستم كرد بعضى گفتهاند : ثمود عذابى را كه به آن بيم داده شده بودند تكذيب كرد [ طغوى ، اسم عذابى است كه بر آنها نازل شد ] مانند آيهء :
فَأُهْلِكُوا بِالطَّاغِيَةِ
.
إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها
؛ « اذا انبعث » ظرف براى « كذّبت » يا براى « طغوى » است . منظور از اشقاها ، قدار بن سالف است كه ناقهء صالح را پى كرد و در زبان رسول خدا « اشقى الأوّلين » خوانده شده است .
از عثمان بن صهيب از پدرش روايت شده كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به على عليه السّلام فرمود :
اشقى الأوّلين كيست ؟ عرض كرد : پى كنندهء ناقه ، پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : راست گفتى ، پس اشقى الآخرين كيست ؟ عرض كرد : اى رسول خدا نمىدانم ؟ پيامبر فرمود :
كسى است كه به اين جاى تو ضربت مىزند و به فرق سر او اشاره كرد « 1 » . ممكن است منظور از اشقى الأوّلين گروهى باشند و مفرد آورد « اشقى » به اين عنايت باشد كه در حال اضافه ، مفرد و جمع آن يكسان است ، و جايز بود كه اشقوها ، گفته شود .
ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها
« ناقة اللَّه » منصوب به فعل مقدّر « احذروا يا ذروا » عقرها « و سقياها » است مانند : الأسد ، الأسد كه فعل « احذر » در تقدير است و اسد به آن منصوب است ، پس ، از پى كردن ناقه پرهيز نكردند و نزول عذاب را كه به آن تهديد شده بودند تكذيب كردند و خداوند عذاب را بر آنها فرستاد و به سبب گناهشان خانههايشان را ويران و خراب كرد ، و در اين آيه تهديد بزرگى بر فرجام گناه است .
هامش
( 1 ) -
عن عثمان بن صهيب عن ابيه انّ رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله قال لعلىّ عليه السّلام : من اشقى الاوّلين ؟ قال عاقر الناقة قال صدقت ، فمن اشقى الآخرين ؟ قال لا اعلم يا رسول اللَّه قال الذى يضربك على هذه و اشار الى يافوخه .