تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
( مزاحم آن نشويد ) . ( 13 ) ولى آنها او را تكذيب نموده و ناقه را پى كردند و به هلاكت رساندند ، لذا پروردگارشان آنها را به خاطر گناهى كه مرتكب شده بودند در هم كوبيد و سرزمينشان را صاف و مسطّح نمود ! ( 14 ) و او هرگز از فرجام اين كار بيم ندارد . ( 15 )

تفسير :

وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها
؛ منظور از « ضحى » كشش روشنى و گسترش و تابش آن است از اين رو گفته‌اند : وقت ضحى ، بعضى گفته‌اند : ضحوة ، بالا آمدن روز و ضحى بالاتر از آن است ، ضحاء به فتح ( ضاد ) و ممدود بالاتر از ضحى است هر گاه نزديك به نصف روز شود .
وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها
؛ هر گاه ماه در هنگام غروب خورشيد برآيد و از نور خورشيد بگيرد و آن در نيمهء اول ماه است .
وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها
؛ روز هنگامى كه گسترده شود و آن را آشكار سازد چون جرم روز در آن ظاهر مىشود و گستردگىاش كامل مىگردد ، بعضى گفته‌اند : ضمير ( جلّاها ) به ظلمت يا دنيا يا زمين بر مىگردد هر چند قبلا از آنها ذكرى به ميان نيامده است . مانند گفتهء عرب : اصبحت باردة ، و مقصودشان صبح زود است .
وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشاها
؛ سوگند به شب هر گاه خورشيد را بپوشاند و كرانه‌ها تاريك شود و سياهى شب را بپوشد .
وَ السَّماءِ وَ ما بَناها
؛ « ما » در : و ما بنيها ، و ما طحيها ، و ما سوّاها موصولى است يعنى سوگند به آسمان و تواناى بزرگى كه آن را بنا كرد و سوگند به زمين و صانع دانايى كه آن را گسترانيد ، و سوگند به نفس آدمى و آفرينندهء حكيمى كه خلقت آن را تعديل كرد و نيكو آفريد . در سخن بزرگان چنين آمده : منزّه است خدايى كه شما ( آسمان و غيره ) را مسخّر ما ساخت .
فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها
؛ يعنى خداوند راه شرّ و خير و زشت بودن يكى و نيكو