تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
بودن ديگرى را به نفس شناساند و قدرت انتخاب هر يك از آن دو را به او داد به اين دليل كه فرمود :
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها
و انسان را فاعل و سرپرست تزكيه و كاستى قرار داد ، منظور از تزكيه رشد و بالا رفتن به وسيلهء تقواست و تدسيه ، كاستى و پنهان ساختن گناهان است . اصل « دسّى » دسّس بوده چنان كه در تقضّى ، تقضّض گويند .
وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها
؛ « نفس » از آن جهت نكره آورده شده كه مقصود نفس خاصّى از ميان نفوس است كه همان نفس آدم است و گويى فرموده است : و واحدة . من النّفوس ، يا اين كه هر نفسى را اراده كرده پس عكس كلام عرب است كه آنها در صورت معكوس اراده افراط مىكنند . مانند گفتهء شاعر :
قد اترك القرن مصفرّا انامله « 1 »
. پس به لفظ تقليل ( و نفس به معناى يك نفس ) آمده كه از آن معناى كثرت فهميده مىشود ، و از همين قبيل است گفتهء خداوند متعال :
رُبَما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كانُوا مُسْلِمِينَ
؛ « كافران ( هنگامى كه آثار شوم اعمال را ببينند ) چه بسا آرزو مىكنند مسلمان بودند ! » . ( حجر / 2 ) . و معناى آن ، چه بسيار يا بيش از آن است .
فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ
؛ جواب قسم حذف شده و تقدير جمله چنين است : ليدمدمنّ اللَّه عليهم ، يعنى خداوند هلاكت را به خاطر تكذيب پيامبر بر اهل مكّه فرستاد چنان كه قوم ثمود را به خاطر تكذيب صالح هلاك كرد .
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها
؛ اين آيه سخنى است كه بر سبيل استطراد در پى آيهء
فَأَلْهَمَها فُجُورَها . . .
آمده و جواب قسم نيست ، « باء » در بطغويها براى استعانت است نظير كتبت بالقلم ، « طغوى » از طغيان است و [ ادباء ] در وزن « فعلى » ميان اسم و صفت
هامش
( 1 ) - چه بسا شخص دلاور و شجاعى كه او را وا مىگذارم در حالى كه سر انگشتانش زرد شده است .