است ، نه شكر نعمتها را كرده و نه ايمان آورده است ، منظور از اقتحام ، داخل شدن با سختى و مشقّت است و « قحمه » شدّت و سختى است و خداوند سبحان اعمال شايسته را عقبه و عمل به آنها را سختى ورزيدن نسبت به آنها قرار داده است چون در انجامش سختى و جهاد نفس لازم است .
از حسن ( بصرى ) نقل شده : به خدا عقبه سخت است ، يعنى آدمى با نفس و خواهشهاى آن مبارزه كند در حالى كه شيطان دشمن اوست .
منظور از « فكّ رقبة » آزاد كردن برده از بردگى و جز آن است .
فك رقبة او اطعم ، نيز قرائت شده بنا بر اين كه بدل از فلا اقتحم العقبة باشد .
وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ
؛ اين آيهء جملهء معترضه است يعنى تو از كنه ثواب و دشوارى عقبه بر نفس ، آگاه نيستى .
هر يك از كلمات : مسغبه ، مقربه ، متربه ، وزن مفعله از فعلهاى زير است : مسغبه ، از : سغب هر گاه گرسنه شود ، مقربه ، از : قرب هر گاه در نسب نزديك باشد ، و ترب ، هر گاه فقير شود و به خاك بچسبد ، « يوم » را به ذى مسغبه ، وصف كرده است چنان كه گفتهاند : هو ناصب ذو نصب ، يعنى او داراى نصب است .
آيهء :
ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا
، با « ثمّ » آمده است براى اين كه ايمان بعد از بنده آزاد كردن و صدقه است و از نظر درجه و فضيلت دور تر از آنهاست نه از نظر زمان چون ايمان از نظر زمانى بر آنها تقدّم دارد و هيچ عمل صالحى جز به ايمان استوار نشود .
وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ
؛ يعنى بعضى از آنها بعض ديگر را به صبر و ثبات بر ايمان يا به صبر در مقابل گناهان و عبادات و گرفتاريها سفارش مىكنند كه بر يكديگر ترحّم و احسان كنند به چيزى كه منجر به رحمت خداى متعال مىشود يا به نيازمندان ترحّم و احسان مىكنند .
أُولئِكَ أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ
؛
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِنا هُمْ أَصْحابُ الْمَشْأَمَةِ
؛ ميمنه و مشأمه ، همان يمين و شمال يا ميمنت و شومى است ، يعنى مؤمنان بر نفوس خود