تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
4 - بعضى گفته‌اند : شاهد ، حجر الاسود و مشهود حاجيانند . 5 - بعضى گفته‌اند : شاهد ، شب و روز و مشهود آدميزادگانند . جواب قسم حذف شده و آيهء :
قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ
، بر آن دلالت مىكند . گويى فرموده است : به اين اشيا سوگند ياد مىكنم كه كفّار قريش ملعونند چنان كه اصحاب اخدود لعنت شده‌اند ، زيرا سوره براى اين نازل شده كه موجب پايدارى و استوارى مؤمنان شود و به آنها تذكّر دهد كه مؤمنان پيشين بر سر ايمان چه رنجها بردند و استوارى و شكيبايى آنان را يادآور شود تا اينان نيز به آنها تأسّى جسته و بر آنچه از قومشان به آنها مىرسد صبور باشند و بدانند كه كافران معاصر آنها نيز مانند همان كافران گذشته در آتش خواهند سوخت و مورد لعنت و كيفرند و شايسته‌اند كه درباره‌شان گفته شود : كشته شوند چنان كه اصحاب اخدود كشته شدند .
قُتِلَ
؛ نفرينى است بر آنها يعنى لعنت شدند در برابر اين كه مؤمنان را [ در دنيا ] سوزاندند .
أَصْحابُ الْأُخْدُودِ
؛ اخدود به معناى خدّ و شكاف در زمين است و خقّ و اخقوق از نظر بنا و معنى نظير خدّ و اخدود است ، و به همين معناست حديث : فساخت قوائمه فى اخاقيق جرذان ، دست و پايش در شكاف سوراخ موش فرو رفت . از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله روايت شده كه فرمود : يكى از شاهان ساحرى داشت و چون پير شد شاه جوانى را به او سپرد تا سحر به او بياموزد و در مسير آمد و رفت جوان ، راهبى بود پس سخنانى از او شنيد و از آن به شگفت آمد آن گاه شبى در راه خود اژدهايى ديد كه راه مردم را بسته است جوان سنگى برداشت و گفت : بار خدايا اگر راهب در پيشگاه تو از ساحر محبوبتر است پس اژدها را با اين سنگ بكش پس آن را كشت ، جوان پس از اين ماجرا بيماران جذامى و مبروص را شفا مىداد ، شاه ، جوان را دستگير كرد و گفت : از دين خود برگرد و او امتناع ورزيد ، پس فرمان داد او را بالاى كوهى برده و در درّه‌اى بيفكنند جوان عرض كرد : خدايا خودت مرا در برابر