تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
شد « 1 » . حديبيه ، چاهى خشك بود كه قطره‌اى آب نداشت و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله كنار آن چاه آمد و بر لب چاه نشست آن گاه ظرف آبى خواست و وضو گرفت سپس مضمضه كرد و آب دهان را در چاه ريخت و پر آب شد تا آنجا كه تمام همراهان و مركبهاى سوارى آنها سيرآب شدند . از سالم بن ابى الجعد روايت شده كه به جابر گفتم روزى كه در زير درخت بوديد چند نفر مىشديد ، گفت : هزار و پانصد نفر بوديم و از عطشى كه گرفتار شده بودند نام برد آن گاه گفت : ظرف كوچكى پر از آب حضور پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله آوردند آن حضرت دستش را در آن نهاد پس آب از ميان انگشتانش مانند چشمه بيرون مىآمد راوى گفت از آن آب آشاميديم و ما را بس كرد و اگر صد هزار نفر هم مىبوديم كفايت مىكرد . بعضى گفته‌اند : مقصود از فتح در آيه ، فتح خيبر است ؛ مجمع بن حارثهء انصارى كه يكى از قرّاء است در حديث خود نقل كرده كه چون از حديبيه بر مىگشتيم خداوند به پيامبرش وحى كرد پس پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله را در كنار « كراع الغميم « 2 » » يافتيم در حالى كه ايستاده و سورهء انّا فتحنا را قرائت كرد ، عمر پرسيد آيا اين ( حديبيه ) فتح و پيروزى است ؟ فرمود : آرى سوگند به خدايى كه جانم در قبضهء قدرت اوست البتّه كه فتح است ، آن گاه خيبر را ميان اهل حديبيه تقسيم كرد و هيچ كس جز افراد حاضر در حديبيه را وارد خيبر نساخت .
لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ
؛ مفسّران شيعه در اين آيه دو تأويل دارند : 1 - مقصود اين است كه خدا گناهان گذشته و آيندهء امّت پيامبر را با شفاعت آن
هامش
( 1 ) - عن الزهرى ، لم يكن فتح اعظم من صلح الحديبيّه و ذلك انّ المشركون اختلطوا بالمسلمين فسمعوا كلامهم فتمكّن الاسلام فى قلوبهم و اسلم فى ثلث سنين خلق كثير كثر بهم سواد الاسلام . ( 2 ) - ( كراع الغميم ) ، نام محلى ميان مكه و مدينه است . لسان العرب ، مادّهء كرع - م .