الْجَوارِ الْكُنَّسِ
؛ منظور از جوارى ، سيّاره ، و مقصود از « كنّس » ستارگان پنهان است ( كنّس ) از كنس الوحش اذا دخل كناسه ، گرفته شده ، يعنى حيوان وحشى وارد لانهاش شد بنا بر اين مقصود از خنّوس سيّاره بازگشت آن و مقصود از كنوس سيّاره پنهان شدن آن در نور خورشيد است .
بعضى گفتهاند : منظور از « جوار الكنّس » تمام ستارگانند كه در روزها از چشمها پنهان مىشوند و شبها مانند حيوانات وحشى كه به لانه هايشان مىروند در جاهاى خود مخفى مىشوند .
وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ
؛ عسعس اللّيل و سعسع ، آن گاه گويند كه شب پشت بگرداند ، بعضى گفتاند : يعنى هر گاه تاريكى شب روى بياورد .
وَ الصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ
؛ آن گاه كه روشنى صبح امتداد يابد يعنى هر گاه صبح روى بياورد نسيم ( باد خنك ) نيز روى مىآورد پس نسيم را به منزلهء نفس كشيدن صبح قرار داده است .
إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ
؛ ضمير « انّه » به قرآن بر مىگردد ، يعنى قرآن گفتهء پيكى است كه در پيشگاه پروردگارش بزرگوار است و او جبرئيل عليه السّلام است .
ذِي قُوَّةٍ
؛ اين جمله مانند آيهء :
شَدِيدُ الْقُوى ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى
، است .
عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ
؛ در پيشگاه صاحب عرش يعنى خداى سبحان قدرتمند است .
مُطاعٍ
؛ در آسمان اطاعت مىشود و فرشتگان آسمان از او فرمان مىبرند .
« امين » در رساندن وحى خدا به پيامبرانش امين است .
هامش
( مشترى ) در يك روز يازده بار رفت و برگشت دارد و ( زحل ) بيست و نه برگشت .
حضرت على عليه السّلام مىفرمايد : « خنّس » پنج ستارهء : زحل ، مشترى ، مرّيخ ، زهره ، عطارد ، است .
ترجمهء تفسير مجمع البيان ، ج 26 ، ص 336 - 337 - م .