إِلَّا بَلاغاً
؛ استثناى از آيهء قبل است ، يعنى جز رساندن وحى الهى بر چيز ديگرى قادر نيستم .
قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ
؛ تا ملتحدا جمله معترضه است ، و خداوند آن را براى تأكيد اين مطلب آورده كه توانايى را از انسان دور و عجز او را بيان كند ، به اين معنى كه اگر خداوند سبحان قصد بدى نسبت به او كند مانند بيمارى يا مرگ يا جز آن دو كسى نمىتواند از آن جلوگيرى كند يا جز خدا پناهگاهى كه به دو پناه ببرد بيابد .
مُلْتَحَداً
؛ پناهنده شده الا بلاغا ، بعضى گفتهاند « بلاغا » بدل از ملتحد است يعنى جز خدا گريز گاهى ندارم مگر آنچه را از طرف خدا بر من نازل شده است به مردم برسانم و بگويم : خدا چنين فرموده و رسالت او را بىكم و كاست ابلاغ كنم .
مِنَ اللَّهِ
؛ من صلهء براى بلاغا نيست و تنها به منزلهء « من » در آيهء شريفه
بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ
؛ است « خداوند بيزارى جست [ از مشركان پيمان شكن ] » ( توبه / 1 ) ، و تقدير آن ، بلاغا كائنا من اللَّه است .
خالِدِينَ فِيها أَبَداً
؛ خالدين ، بر [ معناى جمع موجود در ] من ، حمل شده است ، حتّى متعلّق به ، يكونون عليه لبدا ، است بنا بر اين كه بر پيامبر غالب مىشوند و ياورانش را ضعيف مىشمارند و شمار آنها را كم مىدانند .
حَتَّى إِذا رَأَوْا ما يُوعَدُونَ
؛ تا وعدهاى را كه به آنها داده شده بود در روز بدر ديدند يا در روز قيامت [ خواهند ديد ] .
فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ ناصِراً وَ أَقَلُّ عَدَداً
؛ در اين هنگام خواهند دانست كدامين آنها از نظر ياور ضعيفتر از نظر تعداد كمترند .
و ممكن است « حتّى » متعلّق به كلمهء محذوفى باشد كه حال بر آن دلالت دارد و گويى گفته است لا يزالون على ما هم عليه حتّى اذا راءوا . آنها هم چنان به حال خود بودند تا آنچه وعده داده شده بودند ديدند ، و گويى آنان اين امر موعود را انكار كرده