قدرت بر آن ] وى را نجات بخشد .
كَلَّا إِنَّها لَظى
؛ ( كلّا ) باز داشتن و هشدارى است بر اين كه فدا كردن [ افراد ياد شده ] نفعى به حال او نداشته و نجاتش نمىدهد .
« انّها » ، ضمير به آتش بر مىگردد اگر چه در آيه ذكر نشده است چرا كه ذكر عذاب خود بر آتش دلالت مىكند ، يا ضمير مبهمى است كه خبر آن را توضيح داده است ، يا ضمير قصّه است .
« لظى » اسم علم براى آتش است و از ( لظى ) يعنى لهب و زبانهء آتش ، گرفته شده و مىتواند مقصود خود لهب و زبانه باشد .
نَزَّاعَةً لِلشَّوى
؛ در « نزّاعة » چند وجه است :
1 - خبر دوّم « انّ » باشد .
2 - خبر « لظى » باشد در صورتى كه ضمير در « انّها » ضمير قصه باشد .
3 - صفت « لظى » است اگر مقصود ( از آن دها ) « لهب » باشد .
در مؤنّث آوردن ضمير دو قول است :
1 - « لظى » به معناى « نار » آتش باشد .
2 - خبر مبتداى محذوف و براى ترساندن باشد ، يعنى « هى نزّاعة » .
در نصب « نزّاعة » دو قول است :
1 - بنا بر اين كه حال تأكيدى باشد .
2 - بنا بر اختصاص منصوب باشد براى ترساندن .
« شوى » مقصود اطراف است يا جمع ( شواة ) به معناى پوست سر است كه آن را طورى بكنند كه دوباره برگردد .
تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلَّى
؛ آتش كسى را كه از ايمان روى گردانده و از طاعت خداى متعال اعراض كرده است به سوى خود خوانده و احضارشان مىكند و به آنان مىگويد : نزد من آييد - نزد من آييد . بعضى گفتهاند [ تدعوا ] كنايه از احضار كردن