پوست سر را مىكند و مىبرد . ( 16 )
و كسانى را كه به فرمان خدا پشت كردند صدا مىزند . ( 17 )
و آنها كه اموال را جمع و ذخيره كردند . ( 18 )
انسان حريص و كم طاقت آفريده شده . ( 19 )
هنگامى كه بدى به او رسد بيتابى مىكند . ( 20 )
تفسير :
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ
؛ درخواست كنندهاى درخواست عذابى كرد كه واقع شد ، « سأل » معناى « دعا » را در بر دارد و مانند آن متعدّى شده است .
گويند : دعا بكذا ، هر گاه آن را بخواهد و استدعا كند و به همين معناست آيهء :
يَدْعُونَ فِيها بِكُلِّ فاكِهَةٍ آمِنِينَ
؛ « آنها هر نوع ميوهاى را بخواهند در اختيارشان قرار مىگيرد و در نهايت امنيّت بسر مىبرند » ( دخان / 55 )
[ شأن نزول ]
از مجاهد روايت شده كه متقاضى [ عذاب ] نضر بن حرث بود كه گفت :
إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ [ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ ]
؛ « اگر اين [ قرآن ] حق است و از طرف توست [ بارانى از سنگ از آسمان بر ما فرود آور يا عذاب دردناكى براى ما بفرست ] ( انفال / 32 ) .
« سأل » بدون همزه قرائت شده است ، همزه بين [ الف و همزه ] قرار داده شده است .
لِلْكافِرينَ
؛ صفت عذاب است ، يعنى عذابى كه واقع شد و براى كافران بود ، يا صله براى « دعا » است ، يعنى براى كافران درخواست كرد .
لَيْسَ لَهُ دافِعٌ
؛ هر گاه زمان عذاب فرا رسد و حكمت خدا روى دادن آن را اقتضا كند دفع كنندهاى براى آن از سوى خدا نخواهد بود ، يا به اين معناست : به عذابى كه از سوى خدا روى مىدهد .
ذِي الْمَعارِجِ
؛ داراى درجات ، معارج جمع معرج است آن گاه درجات و دورى