تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
وَ يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ
؛ و به سرزنش به سجده فرا خوانده شدند نه به عنوان تكليف :
فَلا يَسْتَطِيعُونَ
؛ ميان آنها و توانايى بر سجده مانع شده تا حسرت و ندامتى برايشان باشد نسبت به دوران سلامتى اعضاى بدن كه توان سجده داشتند و به سجده دعوت شدند ولى آنها كوتاهى كردند ، و در حديث است كه كمرهاى آنان تنها يك مهره دارد و نمىتوانند خم شوند و سجده كنند .
فَذَرْنِي وَ مَنْ يُكَذِّبُ بِهذَا الْحَدِيثِ
؛ تكذيب كنندگان قرآن را به من واگذاريد گفته مىشود : « ذرنى و ايّاه » يعنى او را به من واگذار كه من او را كفايت مىكنم و مقصود اين است كه تكذيب كنندگان كتابم ( قرآن ) را من خود كفايت مىكنم و تو اى ( رسول ) دلت را به آن مشغول مدار .
سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ
؛ در خبر است : چه بسا كسى كه بر اثر احسان به او به تدريج هلاك شود و بسا گنهكارى كه با سرپوش نهادن بر گناهش مغرور شود و بسا كسى كه با گفتن خوبىاش ، فريفته گردد و خداوند سبحان احسان و قدرت دادن خود را در آيهء
وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ
، كيد و مكر ناميده چنان كه آن را استدراج نيز ناميده است كه فرو رفتن در هلاكت درجه به درجه است تا آنجا كه در نابودى فرو رود ، و از آنجا كه كيد و مكر موجب هلاكت است ، احسان و توانايى دادن خداوند بنده را در عمل ، كيد ناميده است .
أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ
؛ « مغرم » به معناى غرامت است يعنى بر هدايت كردن و آموختن از آنان مزدى مطالبه مكن كه تحمّل غرامت و ضرر مالى بر آنها دشوار و سنگين آيد و مانع ايمان آوردنشان شود .
أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ
؛ يعنى آيا لوح محفوظ در اختيار آنهاست و هر حكمى مىكنند از روى آن مىنويسند .
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ
؛ منظور از « حكم » مهلتى است كه خدا به آنان مىدهد و يارى