تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
بدن نيز جايز است .
حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ
؛ يعنى هر گاه آنها را بسيار كشتيد و بر آنها سخت گرفتيد ، يا با كشتن و مجروح ساختن آنها را سنگين ساخته توان قيام را از آنان گرفتيد به اسارتشان در آوريد و آنچه بر دست و پايشان مىبنديد محكم كنيد . « وثاق » به كسر و فتح واو ، نام بندى است كه چيزى را به آن مىبندند .
فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمَّا فِداءً
؛ « منّا و فداء » به دو فعل مقدر منصوب شده‌اند و در اصل « فإما تمنّون منّا » و « امّا تفدون فداء » بوده است يعنى پس از اسير كردن آنها مخيّر هستيد كه بر آنها منّت نهيد و آزادشان كنيد و يا در برابر آزادى مسلمانان اسير ، و يا گرفتن پول ، آنها را آزاد كنيد . از امامان ، روايت شده است كه اسيران دو دسته‌اند يك گروه كه پيش از تمام شدن جنگ اسير مىشوند اختيارشان با امام است كه آنها را بكشد يا دست راست و پاى چپشان را قطع كند ، و گروهى از اسيران پس از پايان جنگ به اسارت در مىآيند امام در مورد اين گروه مخيّر است كه بر آنها منّت نهاده آزادشان كند يا با مال و جان فديه بگيرد و يا آنها را به بردگى بگيرد و يا آنها را گردن بزند تا جنگ سنگينيهاى خود را بر زمين نهد ، يعنى آلات و ابزار جنگ كه جنگ با آنها بر پاست كنار گذاشته شود مانند اسلحه و چهار پا . ابزار و سلاحهاى جنگى را از اين نظر اوزار ناميده‌اند كه چاره‌اى جز حمل و كشيدن آنها نيست و هر گاه جنگ خاتمه يابد ، گويى اين امور را روى زمين مىنهد . بعضى گفته‌اند مقصود از
« أَوْزارَها »
گناهان است . يعنى تا اين كه جنگ افروزان و مشركان از شرك و گناهانشان دست برداشته و مسلمان شوند و جز اسلام كه بهترين دينهاست دينى باقى نماند و بتها پرستش نشوند . از فرّاء روايت شده است ، تا جز مسلمان و تسليم شده كسى باقى نماند ، از زجاج روايت شده كه آنها را بكشيد و اسير كنيد تا ايمان بياورند بنا بر اين تا كفر در جهان باقى است جنگ هم چنان ادامه دارد .