ذلِكَ بِأَنَّهُ كانَتْ
« ذلك » اشاره به و بال و عقوبتى است كه در دنيا چشيدهاند و عذاب آخرت كه خدا برايشان مهيّا ساخته است . بأنّه ، ضمير در « انّه » شأن است يعنى شأن و سخن اين است كه پيامبرانشان با دليلهاى روشن بر آنها مىآمدند .
أَ بَشَرٌ يَهْدُونَنا
؛ آنها نپسندند كه بشرى پيامبر باشد ولى زشت ندانستند كه سنگى خدا باشد ، « بشر » هم به معناى مفرد به كار مىرود و هم جمع .
قالوا ما أنتم الا بشر مثلنا ؛ شما فقط بشرى مانند ما هستيد .
وَ اسْتَغْنَى اللَّهُ
؛ بى نيازى خدا را به طور مطلق و كلّى بيان كرده تا شامل همه چيز از جمله ايمان و بندگى آنها شود و مقصود اين است كه بىنيازى خدا آشكار شد چرا كه آنها را مجبور به ايمان آوردن نكرد با اين كه قدرت آن كار را داشت .
زَعَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا
؛ « زعم » ادّعاى دانش كردن است . و در حديث است كه مركب دروغ بد مركبى است .
أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا
؛ در اعراب اين جمله دو احتمال است :
1 - در اصل انّهم لن يبعثوا ، بوده [ جمله اسميه باشد ] 2 - يا جانشين دو مفعول « زعم » باشد .
قُلْ بَلى وَ رَبِّي لَتُبْعَثُنَّ
؛ « بلى » براى اثبات ما بعد « لن » يعنى بعث است .
وَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ
؛ اين كار بر خدا آسان است و هيچ كس نمىتواند مانع او شود .
وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا
؛ منظور از نور فرو فرستاده شده ، قرآن است .
يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ
؛ نجمعكم با ( نون ) نيز قرائت شده است .
يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئاتِهِ وَ يُدْخِلْهُ
؛ نكفّر با ( نون ) و يدخله با ( ياء ) و ( نون ) اوّل قرائت شده است ، يوم يجمعكم ظرف براى لتنبّئون يا « لخبير » است چرا كه در آن معناى ترساندن هست و گويى فرموده است : خدا در روزى كه اوّلين و آخرين جمع مىشوند شما را گرد آورده و كيفر مىكند .