سوگند به خدايى كه قرآن را بر تو نازل كرده است من آن سخنها را نگفتهام و زيد دروغ مىگويد و اين است معناى
« اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً »
؛ سوگندهايشان را سپر ساختهاند . آن عده از انصار كه حاضر بودند در تأييد عبد اللَّه گفتند : اى رسول خدا ، به سخن نوجوانى از انصار ، سرور و بزرگ ما را تكذيب نفرماييد شايد در نقل سخن اشتباه كرده پيامبر عبد اللَّه را معذور داشت و نكوهش انصار نسبت به زيد بن ارقم شايع شد و چون اين آيه نازل شد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از پشت سر زيد آمد و گوش او را گرفت و فرمود : اى جوان گوش تو خوب ضبط كرد خدا تو را تصديق و منافقين را تكذيب كرد و چون دروغ عبد اللَّه آشكار شد به او گفتند : آيات سختى دربارهات نازل شده خدمت رسول خدا برو تا برايت آمرزش طلبد پس سر خود را جنبانده و گفت : مرا امر كرديد به او ايمان بياورم و دستور داديد زكات بپردازم ، ايمان آورده و زكات پرداختم ديگر كارى نمانده جز سجده كردن بر محمّد صلّى اللَّه عليه و آله پس اين آيه نازل شد ( نساء / 61 )
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا
؛ « و هنگامى كه به آنها گفته شود [ به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پيامبر ] بيائيد » پس عبد اللَّه مدّت كوتاهى زنده بود ، سپس بيمار شده و درگذشت .
حَتَّى يَنْفَضُّوا
؛ تا پراكنده شوند .
وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
؛ خزينههاى آسمانها و زمين در دست اوست و روزى به دست خداست و خدا به مسلمانان روزى مىدهد ولى عبد اللَّه و امثال او جاهلند و آن را درك نمىكنند .
وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ
؛ يعنى غلبه و قدرت از آن خدا و كسى است كه خدا او را عزّت داده و يارىاش كند .
از حسن بن على عليهما السّلام روايت است كه مردى به او گفت : مردم مىپندارند كه در تو