تكبّر هست فرمود : تكبّر نيست بلكه عزّت است و اين آيه را تلاوت فرمود « 1 » .
لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ
؛ مالها و تصرّف در آنها و لذّت بردن از آنها و نه اولادتان و شادمانى از آنها و دوستى شما به آنها و اقدام به آنچه مصلحت آنهاست شما را از ياد خدا باز ندارد .
وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ
؛ مقصود اين است كه اگر كسانى به جاى دين سرگرم دنيا شوند در تجارت خود زيانكارند چرا كه جنس قيمتى ماندنى را به جنس پست نابود شدنى فروختهاند .
مِنْ ما رَزَقْناكُمْ
؛ « من » در « ممّا » براى تبعيض است يعنى واجب را انفاق كنيد .
مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ
؛ پيش از آن كه مرگ يكى از شما برسد و نشانههاى آن را ببيند و ديگر نتواند انفاق كند و بر انفاق نكردن حسرت و افسوس مىخورد و آنچه در اختيارش بوده از دست مىدهد و مىگويد :
رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِي
؛ « اخّرتن » بدون ( ى ) نيز قرائت شده يعنى چرا مرگ مرا به زمانى اندك تأخير نينداختى .
فَأَصَّدَّقَ
؛ تا صدقه بدهم .
وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ
؛ « اكن » عطف بر محلّ « فاصّدق » است و گويى گفته شده : اگر مرگ مرا تأخير بيندازى صدقه مىدهم ، « اكن » اكون با « واو » قرائت شده بنا بر اين كه عطف بر لفظ ( فأصّدق ) باشد .
از ابن عبّاس روايت است كه پيش از آن كه سلطه مرگ بر شما فرود آيد صدقه بدهيد كه پس از آن توبهاى قبول نمىشود و عملى سود نمىبخشد « 2 » .
هامش
( 1 ) -
عن الحسن بن على عليهما السّلام ان رجلا قال له ان الناس يزعمون ان فيك تيها قال ليس بتيه و لكنّه عزّة و تلا هذه الآية[ وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ ].
( 2 ) - عن ابن عبّاس ، تصدّقوا قبل ان ينزل عليكم سلطان الموت فلا يقبل توبة و لا ينفع عمل .