و نيز از وى روايت شده كه چه چيز يكى از شما را از پرداخت مالى كه به آن زكات تعلق گرفته منع مىكند و در صورت استطاعت حج گزاردن حج بگزارد و پيش از اين كه مرگش برسد و از خدا بخواهد كه او را به دنيا برگرداند و خدا او را برنگرداند « 1 » .
از حسن روايت است :
هر يك از شما كه زكات نپرداخته و حج نكرده و روزه نگرفته است از پروردگارش بازگشت به دنيا را مىخواهد « 2 » .
وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً
؛ نفى تأخير به صورت تأكيد است و معناى آيه اين است كه هر گاه دانستيد كه تأخير مرگ ممكن نيست و خدا از اعمالتان آگاه است راهى جز شتاب به اداى واجبات باقى نمىماند .
وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ
؛ « تعملون » با ( ياء ) و ( تاء ) قرائت شده با ( تاء ) بنا بر اين كه ضمير آن به نفسا برگردد كه معناى جمع دارد .
هامش
( 1 ) - و عنه ، ما يمنع احدكم اذا كان له مال ان يزكى و اذا اطاق الحج ان يحجّ من قبل ان يأتيه الموت فيسئل ربّه الكرّة فلا يعطاها .
( 2 ) - و عن الحسن ما من احدكم لم يزكّ و لم يحجّ و لم يصم الا سأل ربّه الرجعة .