تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦

تفسير :

قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ
؛ گفتند شهادت مىدهيم كه تو رسول خدايى شهادتى كه نهانش با آشكارش مطابق است و دل با زبان موافق .
وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ
؛ خداوند مىداند كه تو حقيقتا رسول اويى .
وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ
؛ خدا شهادت مىدهد كه ادّعاى منافقان به اين كه دل و زبانشان در گواهى به رسالت تو مطابق است ، دروغ مىگويند ، يا در گفتار و شهادتشان بر رسالت تو دروغگويند چرا كه اگر دل و زبانشان مطابق نباشد در حقيقت شهادت نيست .
اتَّخَذُوا أَيْمانَهُمْ جُنَّةً
؛ سوگندهاى خود را سپر و مانعى قرار دادند كه كفر خود را با آن بپوشانند تا كشته نشوند ، ممكن است يكى از سوگندهاى دروغشان گفتار آنها نشهد انك لرسول اللَّه باشد زيرا شهادت به منزله سوگند است ، حسن ، « ايمانهم » به كسر [ همزه ] قرائت كرده يعنى ايمانى كه بر زبان خود اظهار داشتند دروغ بوده است .
ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
؛ كردار منافقانهء آنها و بازداشتن مردم از راه خدا ، بد است . در فعل « ساء » معناى تعجّب هست كه در نزد شنوندگان بزرگى عمل آنها را مىرساند .
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ
؛ « ذلك » اشاره به
« ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ »
است ، و چند معنى دارد : 1 - اين گفتار عليه آنها شهادت مىدهد كه آنها از نظر عمل بدترين مردمند چون ايمان آوردند سپس كافر شدند . 2 - اشاره به وصف حال آنها از نفاق و پنهان داشتن ايمان دارد ، يعنى تمام اين كارها بدين سبب است كه آنها ايمان آورده سپس كافر شده‌اند يعنى كلمهء شهادت را بر زبان آورده سپس كفرشان را با گفتار [ زير ] آشكار ساختند : اگر محمّد بر حق است پس ما دراز گوشيم و نظير آن است :
لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ
؛ « بگو