مكّه نوشته به همراه دارد نامه را از او بگيريد ، پس بيرون رفتند تا در همان جايى كه پيامبر فرموده بود و او را ديدند و او جريان نامه را منكر شد و قسم خورد پس تصميم گرفتند برگردند كه على عليه السّلام فرمود : به خدا پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله به ما دروغ نگفت و ما نيز گفتهء او را تكذيب نمىكنيم و شمشير بركشيد و فرمود : نامه را بيرون بياور و گرنه به خدا گردنت را مىزنم پس نامه را از لابلاى موهايش بيرون آورد .
روايت شده كه حاطب عرض كرد : اى رسول خدا به خدا از آن زمان كه به اسلام گرويدهام كافر نشدهام ولى در ميان قريش غريبم و تمام مهاجرانى كه همراه شما هستند در مكّه خويشاوندانى دارند كه از خاندان و اموالشان حمايت مىكنند و خواستم در نزد آنها حقّى داشته باشم و مىدانم كه خداى متعال عذابش را بر آنها فرو مىفرستد و نامهء من مشكلى از آنها حلّ نمىكند پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله عذر حاطب را پذيرفت « 1 » .
عدوّى و عدوّكم ؛ « عدوّ » به جاى جمع واقع شده است .
تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ
؛ در « تلقون » سه قول است :
1 - حال از ضمير « لا تتّخذوا » باشد .
2 - صفت براى « اولياء » باشد .
3 - جمله مستأنفه باشد ، و القاء ، رساندن مودّت و دوستى به آنهاست و در « ب » بالمودّه ، دو قول است :
1 - زايده و تأكيدى و براى متعدّى ساختن است نظير آيه :
وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ
؛ « ( و با ترك انفاق ) خود را به دست خود به هلاكت نيفكنيد » . ( بقره / 195 ) .
هامش
( 1 ) -
روى ان حاطبا قال يا رسول اللَّه و اللَّه ما كفرت منذ اسلمت و لكنى كنت عزيزا فى قريش اى غريبا و لم اكن من انفسها و كل من معك من المهاجرين لهم قرابات به مكه يحمون اهاليهم و اموالهم فاردت ان اتخذ عندهم يدا و قد علمت ان اللَّه تعالى ينزل عليهم بأسه و ان كتابى لا يغنى عنهم شيئا فعذره .