گرفتار تكاثر و مال بسيار شوند ، يا به اين معنى كه « فىء » متداول رؤسا و دولتمردان شما نشود . كه هرطور بخواهند در آن عمل كنند چنان كه در جاهليّت رايج بود و در آن مورد اين شعر را خواند :
لك المرباع منها و الصّفايا * و حكمك و النشيطة و الفضول « 1 »
. و گفته شده : « دولة » اسم است براى آنچه مردم ميان خود دست به دست مىگردانند مانند غرفه كه اسم است براى مقدار آبى كه با دست بر مىدارند ، يعنى تا « فىء » چيزى نباشد كه اغنياء در ميان خود دست به دست بگردانند و به نوبت از آن استفاده كنند .
از همين قبيل است حديث ، « بندگان خدا را برده گرفتند و مال خدا را در ميان خود دست به دست گرداندند » يعنى بر هر كس و هر چيز غالب شوند آن را به خود اختصاص مىدهند .
( دولة ) را مىتوان مرفوع خواند بنا بر اين كه « كان » تامّه باشد ، يعنى تا مانند دورهء جاهليت دست به دست نگردد يا چيزى نباشد كه ثروتمندان در ميان خود دست به دست بگردانند .
وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ
؛ سهمى كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله از غنايم يا فىء ، به شما داد بگيريد .
وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
؛ و آنچه را از گرفتنش منعتان كرد نگيريد .
وَ اتَّقُوا اللَّهَ
؛ از مخالفت با خدا بپرهيزيد .
إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ
؛ كيفر خدا نسبت به كسى كه با رسول او مخالفت كند سخت است .
هامش
( 1 ) - يك چهارم از آن غنايم و صفاياى آن از توست و دربارهء سربازانى كه پيش از رسيدن به ميدان نبرد دربارهء زيادى غنائم جنگى شعار مىدادند ، فرمان ، فرمان توست .