تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
چون به مدينه هجرت كردند به رفاه و نعمت رسيدند پس تغيير حال داده و دلهايشان سخت شد ، لذا اين آيه نازل گرديد « 1 » . معناى آيه اين است كه آيا براى مؤمنان وقت آن نرسيده كه هر گاه خدا را ياد كنند و قرآن در نزد آنها خوانده شود دلهايشان نرم و مصفّا شود ؟ يا هر گاه خدا مواعظ خود و آنچه را در قرآن نازل فرموده به آنها تذكّر دهد ( دلهايشان نرم شود ) .
وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ
؛ « نزل » هم مشدّد و هم غير مشدّد ، قرائت شده است .
وَ لا يَكُونُوا
؛ عطف بر تخشع است و « لا تكونوا » به عنوان التفات از غيبت به خطاب نيز قرائت شده است و ممكن است نهى از همانندى با اهل كتاب در سنگدلى باشد پس از آن توبيخ شده‌اند براى اين كه حق در ميان بنى اسرائيل و تمايلاتشان مانع مىشد و هر گاه تورات و انجيل را مىشنيدند در برابر خدا خشوع مىكردند و دلهايشان نرم مىشد و چون مدّتى زياد بر آنها گذشت ستم و سنگدلى بر آنان غالب آمد و با هم اختلاف كردند و تحريفهايى پديد آوردند . منظور از « امد » اجل و مدّت است .
اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها
؛ اين آيه مثالى است براى اثر كردن ذكر خدا در دلها و همانند باران كه زمين را زنده مىكند ياد خدا نيز دلها را زنده مىكند يا خدا دلها را پس از مردن زنده مىسازد و با لطف و توفيق دلها را پس از قساوت نرم مىكند .
إِنَّ الْمُصَّدِّقِينَ
؛ به تشديد « ص » به معناى متصدّقين ( تصديق كنندگان ) و به تخفيف « ص » به معناى كسانى كه خدا و رسولش را تصديق مىكنند قرائت شده است .
هامش
( 1 ) - عن محمد بن كعب : كانت الصّحابة بمكّة مجدبين فلمّا هاجروا اصابوا الرّيف و النّعمة فتغيّروا عمّا كانوا عليه فقست قلوبهم فنزلت .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 243 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى