تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
ابىّ ( بن كعب ) و ابن مسعود ، و « حورا عينا » به نصب قرائت كرده‌اند بنا بر اين كه و يؤتون حورا ، باشد .
جَزاءً
؛ مفعول له است ، يعنى خداوند تمام آن كارها را براى پاداش دادن به اعمالشان انجام مىدهد .
سَلاماً سَلاماً
؛ بدل از « قيلا » است به اين معنى كه در آن باغها چيزى جز سلام نمىشنوند ، يا مفعول به براى « قيلا » باشد به اين معنى كه در آن باغها چيزى نمىشوند مگر اين كه بگويند سلام سلام ، و مقصود اين است كه آنان به يكديگر بلند سلام مىكنند و بعد از هر سلامى دوباره سلام مىدهند .
فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ
؛ منظور از « سدر » درخت سدر است و مخضود درختى است كه خار ندارد يا خار آن كنده شده است . از مجاهد روايت است كه « سدر » آن درختى است كه بر اثر بسيارى ميوه سنگين شده و شاخه‌هايش خميده است « 1 » . و از خضد الغصن گرفته شده هر گاه در حال تر بودن شاخه را خم كنند .
وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ
؛ « طلح » درخت موز است ، گفته شده منظور درخت امّ غيلان است كه گل فراوان دارد و خوشبوست . از سدّى روايت شده كه درختى است شبيه طلح دنيا ولى ميوه‌اى دارد كه از عسل شيرين‌تر است « 2 » ، و « منضود » درختى است كه از پايين تا بالا بار دارد و ساقه‌هايش ديده نمىشود .
وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ
؛ سايه كشيده شده و گسترده‌اى كه منقبض نمىشود مانند سايه‌اى كه ميان طلوع سپيده دم تا طلوع خورشيد است .
هامش
( 1 ) - عن مجاهد ، هو الموقر الذى تثنى اغصانه كثرة حملة . ( 2 ) - عن السدى هو شجر يشبه طلح الدنيا و لكن له ثمر احلى من العسل .