روز قيامت بازگشت آنها به ماست .
يَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ
؛ « تشقّق » با ادغام « تاء » در « شين » و حذف « تاء » قرائت شده است ، يعنى زمين براى آنان شكافته مىشود و بسرعت و بىدرنگ از زمين بيرون مىآيند .
تَشَقَّقُ
؛ حال براى ضمير مجرور در « عنهم » است . و « حشر » گرد آمدن در بازار از هر سو مىباشد .
عَلَيْنا يَسِيرٌ
؛ مقدّم شدن ظرف « علينا » بر فعل دلالت بر اختصاص مىكند يعنى چنين كار بزرگى جز براى كسى كه قدرتش عين ذاتش است ممكن نيست كه هيچ كارى مانع او از كار ديگر نمىشود .
نَحْنُ أَعْلَمُ بِما يَقُولُونَ
؛ اين آيه براى منكران تهديد و براى پيامبر ما صلّى اللَّه عليه و آله دلدارى و تسلّاى خاطر است .
وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ
؛ تو بر آنها تسلّط ندارى كه به ايمان آوردن مجبورشان كنى و تنها دعوت كننده و بيم دهندهاى مانند اين آيه :
لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ
؛ « تو مسلّط بر آنها نيستى كه مجبورشان ( بر ايمان ) كنى » . ( غاشيه / 22 ) گويند ؛ جبره و اجبره على الأمر ( او را به آن كار مجبور كرد ) « على » در آيه مانند اين گفته است هو عليهم ، هر گاه آن شخص سرپرست و صاحب اختيارشان باشد .
مَنْ يَخافُ وَعِيدِ
؛ مانند اين گفتهء خداست
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشاها
؛ « كار تو فقط انذار كردن كسانى است كه از آن مىترسند » . ( نازعات / 45 ) و خداوند ياد آورى و تذكار را به صاحبان خشيت اختصاص داده چرا كه تذكار فقط به حال آنها سودمند است .