سبب كفرشان به كيفر مىرسانم و تو را ، به سبب ايمانت ، پاداش نيك مىدهم .
و اين كلام كه در ضمن وصيّت لقمان به فرزندش آمده است ، كلام معترضه است و براى تأكيد وصيّت لقمان دربارهء نهى از شرك است .
و چون خداوند سفارش پدر و مادر را فرمود براى سفارش بيشتر در خصوص مادر و تذكّر حقّ مادر به تنهايى ، سختيها و مشكلاتى را كه مادر در دوران باردارى و شير خوارى طفل متحمّل مىشود ، بيان فرموده است .
مِثْقالَ حَبَّةٍ
؛ كلمهء « مثقال » هم به رفع و هم به نصب خوانده شده است . در صورت نصب ، ضمير « إنّها » به « شىء » بر مىگردد كه آن شىء چه خوب باشد و چه بد و مقصود اين است كه عمل انسان چه خوب و چه بد اگر در كوچكى به اندازهء دانهء خردلى باشد و با اين كوچكى در پنهانىترين جايى هم مخفى باشد ، مثلا در شكاف سنگى يا در هر جايى از آسمان و زمين كه باشد خداوند آن را روز قيامت حاضر مىكند و به عامل آن پاداش يا كيفرش را مىدهد .
إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ
؛ علم و آگاهى خدا هر چيز پنهانى را فرا مىگيرد .
خبير ، بر حقيقت هر چيز آگاهى دارد .
و در صورت رفع « مثقال » فعل « تلك » تامّه است ( نه ناقصه ) و كلمهء « مثقال » به سبب اضافه شدن به « حبّه » مؤنّث شده است . چنان كه گويند : كما شرقت صدر القناة من الدّم : هم چنان كه سر نيزهها از خون درخشان بود ، در اين جا كلمهء صدر به علّت اضافه شدن به قناة كسب تأنيث كرده است و چنين موردى در ادبيات عرب از اين باب است كه مضاف از مصاف اليه كسب تأنيث مىكند .
حضرت صادق عليه السلام فرمود ،
ايّاكم و المحقّرات من الذّنوب فإنّ لها من اللَّه طالبا لا يقولنّ احدكم أذنب و استغفر اللَّه إنّ اللَّه تعالى يقول ؛
إِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّةٍ . . .
« 1 »
هامش
( 1 ) از گناهان كوچك بترسيد و پرهيز كنيد چرا كه خدا از آنها بازخواست مىكند و هيچ يك از شما هرگز نگويد من گناه مىكنم و توبه خواهم كرد ، زيرا خداوند مىفرمايد ، ان تك مثقال حبّة