تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
كسى كه به كسر خوانده است اين گفتار است : يا غلام أقبل ، اى غلام من پيش بيا و دليل كسى كه به فتح خوانده است اين گفتار است : يا غلاما . كه الف به عوض ياى اضافه آمده است و سپس براى تخفيف حذف شده است و كسى كه در صورت وصل ، ياء را به سكون خوانده است ، حالت وصل را به جاى حالت وقف ، قرار داده است .
إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
؛ براستى كه شرك ظلم بزرگى است ، زيرا مساوى قرار دادن خداوند كه تمام نعمتها از اوست با كسانى كه از طرف آنها نه نعمتى است و نه تصوّر نعمتى مىرود ، ستم و ظلمى است كه حقيقت و نهايت آن را نمىتوان دريافت .
حَمَلَتْهُ أُمُّهُ ، وَهْناً عَلى وَهْنٍ
؛ در اين عبارت فعلى مقدّر است و اصل آن تهن وهنا على وهن بوده است . هم چنان كه عرب مىگويد : رجع عودا على بدء ؛ « برگشت به اول » كه در اصل يعود عودا بوده است و جمله حال است براى « امّه » و مقصود اين است كه ضعف مادر هر آن زيادتر مىشود ، زيرا هر اندازه كه حمل بزرگتر مىشود سنگينى و ضعف مادر نيز زيادتر مىشود .
أَنِ اشْكُرْ لِي
؛ اين عبارت جملهء
« وَ وَصَّيْنَا »
را تفسير مىكند .
ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ
؛ مقصود از نفى علم ، نفى خود آن شريك است ، يعنى چيزى را كه وجود سودمندى ندارد شريك من قرار مده اين مورد مانند اين آيه است كه خداوند مىفرمايد :
ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ
؛ « آنچه را غير از او مىخوانند » ( عنكبوت / 42 ) .
وَ صاحِبْهُما فِي الدُّنْيا مَعْرُوفاً
؛ با آنها ، به خوبى و اخلاق نيك و بردبارى و ديدار از آنها و آن طور كه جوانمردى اقتضا مىكند ، مصاحبت و رفتار كن .
وَ اتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنابَ إِلَيَّ
؛ و در دينت از مؤمنان پيروى كن و از دين پدر و مادرت پيروى مكن ، هر چند من تو را به رفتار نيك با آنها در دنيا دستور داده‌ام .
ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ
؛ برگشت تو و پدر و مادرت به سوى من است و من آنها را ، به