تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
بِغَيْرِ عِلْمٍ
؛ بدون علم و آگاهى و بدون بصيرت و بينايى در امور تجارت ، زيرا باطل را عوض حقّ و گمراهى را به جاى هدايت خريده‌اند . و مانند اين مورد است اين آيهء شريفه كه خداوند مىفرمايد :
فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ
« اين تجارت براى آنها سودى نداشت و هدايت نيافتند » يعنى آنان در تجارت بصيرت نداشتند . ( بقره / 16 ) .
وَلَّى مُسْتَكْبِراً
؛ خودش را از آنچه هست بالاتر بداند و به آيات ما اعتنا نكند . خداوند حال چنين فردى را به كسى تشبيه كرده است كه با وجود شنوا بودن ، گوش نمىدهد و نمىشود گويا در گوشهايش سنگينى است .
كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها
، اين عبارت در محلّ نصب و حال است براى مستكبرا و لفظ « كأن » مخفّفه است و اصل آن : كانّه ، بوده است و ضمير آن ، ضمير شأن است .
كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً
؛ اين عبارت حال است براى جملهء
« كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها »
و رواست كه هر دو عبارت ، جملهء استينافى باشند .
وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا
، كلمهء « وعد » و « حقّا » هر دو مصدر تأكيدى ( مفعول مطلق ) هستند كه اولى خود را و دومى غير خود را تأكيد كرده است ، زيرا عبارت
« لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ »
در معنا چنين بوده است : وعدهم اللَّه جنات النعيم ؛ خدا به آنها باغهاى پر نعمت وعده داده است . بنا بر اين مفهوم كلمهء « وعد » به وسيلهء خود « وعد » « جنّات نعيم » تأكيد شده است ، و امّا واژهء « حقّا » دلالت بر ثبات مىكند و به وسيلهء آن ، معناى « وعد » تأكيد شده است و آنچه به وسيلهء اين دو تأكيد شده عبارت
« لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ »
است .
وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
، او عزيز است يعنى كسى است كه توانايى بر هر چيزى دارد بنا بر اين به هر كس بخواهد نعمت و آسايش عطا مىكند و به هر كس بخواهد بلا و گرفتارى مىدهد . او حكيم است يعنى كسى است كه هيچ كارى را نمىخواهد مگر آنچه را كه حكمت اقتضا كند .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 59 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى