مقصود از « محسنين » كسانى هستند كه تمام كارهاى نيك را انجام مىدهند ، ولى اختصاص و تفسير آنها به اين سه مورد به سبب فضيلت اين سه كار است .
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ
؛ واژهء « لهو » به معناى هر چيز باطلى است كه انسان را از كارهاى خير و نيك باز مىدارد و مفهوم « لهو الحديث » عبارت است : از بدگويى نسبت به حقّ ، استهزاء ، گفتن داستانهاى خرافى و مضحك ، آواز خواندن و رامشگرى كردن و اضافهء « لهو » به « الحديث » به تقدير « من » بيانيّه است و در معنا چنين بوده است . من يشترى اللهو من الحديث و اين گونه اضافه ، اضافهء شىء است به آنچه از آن ساخته شده است ، مانند در چوبى ، در آهنى ، لباس خزّ .
بعضى از مفسّران شأن نزول اين آيه را دربارهء نضر بن حارث گويند ، اين مرد در سرزمين فارس به تجارت مىرفت و كتابهايى از فارسيها مىخريد و داستانهايى از آنها براى قريش حكايت مىكرد و مىگفت اگر محمّد براى شما داستان عاد و ثمود را مىگويد ، من داستان رستم و اسفنديار و پادشاهان فارس را براى شما مىگويم ، داستانهاى او به مذاق قريش خوشايند و با نمك بود ، از اين روى استماع قرآن را رها مىكردند . در اين صورت كلمه « يشترى » به همان معناى شراء و خريدن است ، ولى در غير اين صورت و به معناى اول « يشترى » به مفهوم عبارت اشتروا الكفر بالايمان است ، يعنى حديث باطل را بدل از حديث قرآن و حقّ قرار دادند و آن را به جاى حديث حقّ ، اختيار كردند . قتاده گفته است : اشترى به معناى دوست داشتن است ، يعنى حديث لهو و باطل را دوست دارند و آن را به عوض حديث حقّ اختيار مىكنند .
لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
؛ كلمهء « ليضلّ » هم با ضمّ « ياء » و هم با فتح آن خوانده شده .
وَ يَتَّخِذَها هُزُواً
؛ عبارت : « يتّخذها » هم به رفع و هم به نصب خوانده شده ، رفع آن بنا بر اين است كه عطف بر « يشترى » باشد و نصب آن به اعتبار اين است كه عطف بر « ليضلّ » باشد و ضمير « هاء » به سبيل بر مىگردد زيرا اين كلمه مؤنّث مجازى است .