است ( 6 )
هر گاه كه آيات ما بر او خوانده مىشود با كبر و غرور روى بر مىگرداند ، گويى هيچ آن را نشنيده ، پندارى گوشهايش كر است ، او را به عذاب دردناك بشارت ده ( 7 )
ولى آنان كه ايمان آوردهاند و كارهاى نيك انجام دادهاند ، باغهاى پر نعمت بهشت از آن آنهاست ( 8 )
آنها جاودانه در بهشت خواهند ماند ، اين وعدهء مسلّم الهى است و اوست مقتدر و آگاه ( 9 )
آسمانها را بدون ستونى كه مشاهده كنيد آفريد و در زمين كوههاى بزرگى بنهاد تا شما را به لرزه در نياورد و از هر حيوانى روى آن پراكنده ساخت و از آسمان آب ( باران ) فرود آورديم و به وسيلهء آن در روى زمين انواع گوناگونى از جفتهاى گياهان پر ارزش رويانديم ( 10 )
اين همه آفرينش خداست ، اكنون به من بگوييد معبودان غير خدا چه چيز را آفريدهاند ؟ ولى ستمكاران در گمراهى آشكارند . ( 11 )
تفسير :
هُدىً وَ رَحْمَةً
؛ چون اين دو كلمه حال است براى « آيات » منصوبند و عامل آن معنا و مفهوم اشاره است كه در لفظ « تلك » مىباشد . و به رفع « رحمة » نيز خوانده شده است بنا بر اين كه يا خبر بعد از خبر است و يا خبر براى مبتداى محذوف است .
لِلْمُحْسِنِينَ
؛ عبارتهاى بعدى ، كلمهء محسنين را تفسير مىكنند و مقصود كسانى هستند كه كارهاى نيك به جا مىآورند و آنان به اقامهء نماز و اداى زكات و يقين به آخرت توصيف شدهاند و مانند اين مورد ، حكايتى است از اصمعى كه از او معناى المعى پرسيده شد و او تنها اين شعر اوس بن حجر را خواند :
الألمعىّ الّذى يظنّ بك الظّنّ * كأن قد رأى و قد سمعا « 1 »
( شاهد بر اين است كه لفظ ( المعى ) با عبارتهاى بعدى تفسير شده است ) و يا
هامش
( 1 ) تيز هوش كسى است كه گمانش حقّ است چنان كه گويى آنچه را گمان مىبرد ، مىبيند و مىشنود .