دنيا در كار نيست ، گروهى از ما مىميرند و گروهى جاى آنها را مىگيرند ، و جز طبيعت و روزگار ما را هلاك نمىكند ، آنها به اين سخن كه مىگويند يقين ندارند ، بلكه تنها گمان بىپايهاى دارند . ( 24 )
هنگامى كه آيات روشن ما بر آنها خوانده مىشود دليلى در برابر آن ندارند جز اين كه مىگويند اگر راست مىگوييد پدران ما را زنده كنيد و بياوريد ( تا گواهى دهند ! ) ( 25 )
بگو خداوند شما را زنده مىكند ، سپس مىميراند ، بار ديگر در روز قيامت كه در آن ترديدى نيست جمع آورى مىكند ، ولى اكثر مردم نمىدانند . ( 26 )
مالكيّت و حاكميّت آسمانها و زمين براى خداست و آن روز كه قيامت بر پا مىشود اهل باطل زيان مىبينند . ( 27 )
تفسير :
أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ . . .
؛
« أَمْ حَسِبَ »
« ام » منقطعه است و همزه آن انكارى است و پندار را انكار مىكند .
« اجْتَرَحُوا »
منظور از اجتراح به دست آوردن دل است .
« أَنْ نَجْعَلَهُمْ »
از مادهء جعل متعدى به دو مفعول و به معناى نصيّرهم است مفعول اول جعل ، ضمير ، و مفعول دوم ( كاف ) است و « جمله سواءا محياهم و مماتهم » بدل از كاف است زيرا مفعول دوم مىشود و در حكم مفرد است .
سواءا محياهم و مماتهم ، هر كس سواءا را منصوب قرائت كرده ، آن را در حكم مستويا قرار داده است « 1 » .
و
« مَحْياهُمْ وَ مَماتُهُمْ »
مرفوع و فاعل است و معناى جمله انكار برابر بودن زندگى و مرگ بدكاران و نيكوكاران است چرا كه حال اين دو گروه در زندگى
هامش
( 1 ) - اگر سواءا بنا بر حال بودن منصوب باشد به معناى مستويا گرفته مىشود كه مشتق است و حال بايد مشتق باشد م .