3 - رفع مجاهد ، آن را مرفوع دانسته است ( و هر كس آن را مرفوع قرائت كرده است ) دو وجه براى رفع ذكر كرده است .
الف : تا عطف باشد بر اين تقدير كه مضاف حذف شده باشد يعنى و علم قيله .
ب : رفع آن به خاطر مبتدا بودن باشد و خبر حذف شده و تقدير و قيله يا ربّ مسموع و متقبل بوده است يا و قيله قيل يا ربّ بوده .
اخفش حالت نصب آن را بر « ام يحسبون انا لا نسمع سرهم و قيله » حمل كرده است . نيز از او نقل شده كه نصب بنا بر اين كه آن را به « و قال قيله » تأويل كنيم .
جار اللَّه زمخشرى گفته است : « قيله » مجرور و مرفوع قرائت شده بنا بر اين كه حرف قسم در تقدير و محذوف باشد و مرفوع بنا بر گفتار عرب ، ايمن اللَّه و لعمرك و انّ هؤلاء قوم لا يؤمنون جواب قسم است و گويى چنين گفته است : قال و اقسم بقيله يا ربّ يا قيله يا ربّ قسمى انّ هؤلاء قوم لا يؤمنون .
پروردگارا به گفتارشان سوگند مىخورم . يا پروردگارا گفتارشان سوگند من است اين گروه گروهى هستند كه ايمان نمىآورند .
فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَ قُلْ سَلامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ
؛ صورتت را از آنها برگردان و به آنان بگو : از شما بيزارى مىجويم و شما را ترك مىكنم .
« فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ »
تهديدى از سوى خداست « يعلمون » با « ت » نيز قرائت شده است .