تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ
؛ « إله » خبر مبتداست كه به موصول بر مىگردد و اسمى است كه داراى معناى وصفى است از اين رو در
« فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ »
ظرف به آن تعلق گرفته است چنان كه مىگويند هو حاتم فى طىّ و حاتم فى تغلب بنا بر اين كه معناى جواد را كه به جود مشهور است در جمله تضمين كنى ( و چنين است كه بگويى هو جواد فى طى جواد فى تغلب ) و
هُوَ اللَّهُ فِي السَّماواتِ وَ فِي الْأَرْضِ
نيز نظير آن است و چنين است كه بگويى مالك يا معبود فقط اوست و ضمير « هو » كه به خدا بر مىگردد به سبب طولانى شدن سخن با صله حذف شده است مانند اين گفته عرب ما انا بالذى قائل لك شيئا من كسى نيستم كه چيزى به تو بگويم ولى در آيه جمله طولانىتر شده است و جمله معطوف داخل در محلّ صله است .
وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ
؛
« وَ لا يَمْلِكُ »
خدايانى غير از خداى يكتا را كه آنان مىخوانند نمىتوانند شفاعتشان كنند چنان كه مىپندارند آنها شفيعانشان در نزد خدايند .
« إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ »
ولى كسى كه به حق و يگانگى خدا شهادت دهد و مىداند كه با بينش و اخلاص گواهى داده همان خدايى است كه شفاعت در اختيار اوست و اين جمله مستثناى منقطع است و مىتواند مستثناى متصل باشد چرا كه در جمله « الذين يدعون من دون اللَّه » منظور فرشتگانند و تدعون نيز قرائت شده است .
وَ قِيلِهِ يا رَبِّ إِنَّ هؤُلاءِ قَوْمٌ لا يُؤْمِنُونَ
؛ در اعراب « قيله » سه قول است : 1 - نصب بنا بر اين كه بر محل « الساعة » كه مفعول به است عطف باشد . 2 - جرّ بنا بر اين كه بر لفظ « ساعة » عطف باشد ، يعنى و عنده علم الساعة و قيله چنان كه مىگويى : عجبت من ضرب زيد و عمروا او عمرو ، يعنى خدا قيامت و كسانى كه آن را تصديق دارند و نيز گفتار آنها را مىداند زيرا « ساعة » ظرف نيست و مفعول به است .