شفاعت نيستند مگر كسانى كه شهادت به حق دادهاند ، و به خوبى آگاهند . ( 86 )
و اگر از آنها سؤال كنى چه كسى آنها را آفريده ؟ قطعا مىگويند : خدا ، پس چگونه از عبادت او منحرف مىشويد . ( 87 )
آنها چگونه از شكايت پيامبر كه مىگويد : پروردگارا ! اينها قومى هستند كه ايمان نمىآورند ( غافل مىشوند ؟ ) . ( 88 )
اكنون كه چنين است از آنها روى برگردان و بگو سلام بر شما ، امّا به زودى خواهند دانست ! ( 89 )
تفسير :
قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ
؛ اگر فرزند داشتن خدا درست باشد و با دليل و صحيح ثابت شود من نخستين كسى هستم كه آن فرزند را بزرگ شمرده و از او اطاعت مىكنم چنان كه شخص فرزند سلطان را به احترام پدرش تعظيم مىكنند . اين شرط در آيه به منظور مبالغه در نفى فرزند از خدا وارد شده است زيرا پرستش را منوط به داشتن فرزند كرده كه تعليق كه به محال است و آنچه مورد تعليق قرار گرفته ( فرزند داشتن ) نيز محال است در نتيجه جمله به صورت اثبات در مىآيد و مقصود اين است كه بهترين صورت ( داشتن فرزند را ) نفى كند و گفته شده معناى آيه اين است كه اگر به پندار شما براى خدا فرزندى باشد من كه نخستين پرستنده خدايم و او را يگانه مىدانم گفته شما را تكذيب مىكنم و گفته شده به اين معناست كه من نخستين كسى هستم كه از فرزند داشتن خدا يا پرستش آن فرزند ننگ دارم زيرا كسى كه فرزند دارد و جسم است و حادث است و شايان پرستش نيست « العابدين » از عبد يعبد است هر گاه بينى خود را سخت به خاك بمالد و چنين شخصى بنده و پرستنده است .
و گفته شده « ان » در ( ان كان للرحمن ) نافيه است به اين معنى كه براى خداوند رحمان فرزندى نيست بنا بر اين من نخستين پرستنده خدا هستم .
سُبْحانَ رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ
؛ « سبحان » آن گاه خداوند خود را از توصيف مشركان به داشتن فرزند منزه دانسته است .