شما در آن راههايى آفريد تا هدايت شويد و به مقصد برسيد . ( 10 )
تفسير :
وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ
؛ منظور قرآن است كه براى عرب زبانها روشن است چون به زبان خود آنهاست و گفته شده كتابى است كه راه هدايت و حلال و حرام و قوانين اسلام را كه امت به آن نياز دارد آشكار ساخته است .
إِنَّا جَعَلْناهُ
؛ جواب قسم و به معناى « صيرناه » است و به دو مفعول متعدى شده و يا به يك مفعول متعدى شده و به معناى خلقناه است .
قُرْآناً عَرَبِيًّا
؛ حال است و لعلّ استعاره از اراده است تا معناى آن همراه معناى ترجى لحاظ شود يعنى قرآن را عربى و غير عجمى قرار داديم به اين منظور كه عربها در آن تعقل كنند و نگويند : چه خوب بود آيات آن تشريح مىشد .
« أُمِّ الْكِتابِ »
به كسر همزه نيز قرائت شده و منظور از آن لوح است مانند قول خداوند :
بل هو قرآن مجيد فى لوح محفوظ ؛ و
« أُمِّ الْكِتابِ »
ناميده شده چون اصلى است كه كتابها در آن ثبت شده و از آن نقل و استنساخ مىشود « لعلّى » يعنى قرآن در ميان كتابها از رفعت شأن برخوردار است چون در ميان كتابها معجزه محسوب مىشود « حكيم » داراى حكمتى رسا است به اين معنى كه جايگاه آن در پيشگاه ما جايگاه كتابى است كه آن دو صفت
« لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ »
را دارد و اين چنين
« أُمِّ الْكِتابِ »
ثبت شده است .
أَ فَنَضْرِبُ عَنْكُمُ الذِّكْرَ
؛ معناى مجازى جمله اين است كه آيا ما قرآن را از شما دور و دفع مىكنيم . و از گفتار عرب است ضرب الغرائب عن الحوض ، بيگانگان از حوض رانده شدند و ( فاء ) در « أ فنضرب » عاطفه است و عطف بر محذوفى است كه تقدير آن چنين است : أ نهملكم فنضرب عنكم الذّكر ؛ آيا شما را به خود وا مىگذاريم و قرآن را از شما دور مىكنيم .
در كلمه صفحا دو قول است :