تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
پيامبران پيش از تو گفته است . و آن اين است كه
« إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَ ذُو عِقابٍ أَلِيمٍ »
.
وَ لَوْ جَعَلْناهُ قُرْآناً أَعْجَمِيًّا
؛ و اگر قرآن را به زبان غير عربى قرار مىداديم
« لَقالُوا لَوْ لا فُصِّلَتْ آياتُهُ »
؛ مسلما عربها مىگفتند : چرا آياتش را به زبانى كه فهميده شود بيان نكرد . عربها به كسى كه سخنش مفهوم نيست ، از هر مليتى كه باشد ، اعجم گويند . عنتره گفته است : حزق يمانيّة لا عجم طمطم أ أعجمى و عربى ؛ همزه استفهام انكارى است و مقصود اين است كه آيا چنين چيزى ممكن است كه قرآن عجمى باشد و رسول يا مرسل اليه عربى ، زيرا مبناى افكار ، منافات ميان كتاب و مكتوب اليه است نه اين كه مكتوب اليه يك نفر باشد يا بيشتر .
قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ
؛ ضمير هو به قرآن بر مىگردد يعنى آن قرآن راهنماى به حق است و شفا دهنده سينه‌ها از شك و ترديد و يا از دردهاست .
وَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ
؛ اگر اين عبارت را بر جمله
« لِلَّذِينَ آمَنُوا »
عطف كنيم در محل جرّ است و گويا مىگويى : هو للّذين لا يؤمنون ؛ ليكن در اين صورت به دو عامل ( عامل جر و عامل ابتدائيت ) عطف شده است كه تنها اخفش آن را جايز مىداند . اما اگر آن را مبتدا قرار مىدهيم خبر آن يا عبارت
« فِي آذانِهِمْ وَقْرٌ »
است « هو » حذف شده است و يا جمله : فى اذانهم منه وقر مىباشد .
يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ
؛ آنها قرآن را نمىپذيرند و در گوشهاى خود جاى نمىدهند بنا بر اين آنها در اين مورد مانند افرادى هستند كه از جايى دور آنها را صدا كنند نه چنين صوتى را مىشنوند و نه به صداى آن گوش فرا مىدهند .
فَاخْتُلِفَ فِيهِ
؛ برخى به آن ايمان آوردند و برخى ديگر آن را انكار كردند . اين آيه مباركه تسليتى براى پيامبر ماست .
وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ
؛ اگر فرمانى از سوى پروردگارت ، براى تأخير عذاب آنها از پيش صادر نشده بود البته آنها را در همين دنيا به عذاب و نابود گرفتار