جملهاى كه بعد از آن مىآيد جملهء شرطيه است ، ليكن جواب و جزاى آن حذف شده است . و چون جزا دربارهء صفت ثواب اهل بهشت است ، حذف شده است و حذف آن دلالت مىكند كه ثواب اهل بهشت قابل توصيف نيست و جاى آن پس از كلمهء « خالدين » مىباشد .
برخى عبارت را چنين خواندهاند : حتى اذا جاءوها جاءوها و فتحت أبوابها ؛ با گشوده شدن درهاى بهشت آنها آمدند .
مقصود از عبارت « سيق » كه دربارهء اهل دوزخ گفته شده ، راندن به زور و عنف و توأم با اهانت ، به سوى جهنم است و منظور از آن دربارهء اهل بهشت راندن مركبهاى آنهاست و وادار كردن آنها را كه سريعتر به سوى نعمتها و بهشت بروند .
برخى از مفسران گويند : درهاى جهنم باز نمىشود مگر هنگام وارد شدن اهل دوزخ در آن ولى درهاى بهشت به دليل اين آيه :
مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوابُ
؛ « در حالى كه درها براى آنها باز است » « 1 » - پيش از هنگام ورود اهل بهشت باز مىشود .
و به همين سبب عبارت
« فُتِحَتْ أَبْوابُها »
با « واو » آمده است و گويا و قد فتحت ابوابها گفته شده است .
سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ
؛ اين عبارت ، دعا و درود از طرف فرشتگان به اهل بهشت است به سلامتى و جاودانى بودن در آن و اين كه شما به وسيلهء كارهاى پاك و خوبتان در دنيا پاك و طاهريد و كارهاى شما پاك و منزه است ، بنا بر اين داخل بهشت شويد و چون بهشت جاى پاكان است و خداوند آن جا را از هر زشتى و آلودگى پاك كرده است دخول در آن را معلول و نتيجهء كارهاى پاك قرار داده است و تنها كسانى وارد آن مىشوند كه پاك و منزه باشند و احوال ما از اكتساب اين صفت چقدر دور است مگر اين كه خداوند ما را مشمول فضل و رحمت خود
هامش
( 1 ) - ص / 50 .