تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
است كه آنها به سبب اختلاف در هواهاى نفسانى ، دين اسلام را به مذهبهاى مختلف ، بخش كردند .
وَ كانُوا شِيَعاً
؛ فرقه‌هايى شدند و هر فرقه‌اى از پيشوايى كه آنها را گمراه كرده بود پيروى مىكردند .
كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ
؛ هر فرقه‌اى از مذهب و ملك خود شاد بود و از اين كه باطلى را درست و حقّ گمان مىكرد خوشحال بود . و رواست كه عبارت
« مِنَ الَّذِينَ »
از ما قبل خود جدا و در تقدير چنين باشد : من المفارقين دينهم كلّ حزب فرحين بما لديهم ، ولى كلمهء فرحون ، به عنوان اين كه صفت براى كلّ باشد ، به رفع خوانده شده است .
وَ إِذا مَسَّ النَّاسَ ضُرٌّ
، هر گاه مردم گرفتار مرض ، قحطى يا سختيهاى ديگرى شوند ، به خدا متوجّه مىشوند و به سوى او باز مىگردند .
ثُمَّ إِذا أَذاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَةً
، و آن گاه كه رحمت خدا شامل آنها شود و از سختيها و مصيبتها رها شوند اين نعمت را به كفران بدل مىكنند .
لِيَكْفُرُوا بِما آتَيْناهُمْ
، حرف « لام » در « ليكفروا » مجازى است و مانند آن است اين آيهء :
لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً
، « تا سرانجام دشمن و مايه اندوهشان باشد . » ( قصص / 8 ) .
فَتَمَتَّعُوا
، اين جمله مانند عبارت :
اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ
است ، « هر چه مىخواهيد انجام دهيد » ( فصّلت / 40 ) .
فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ
، به زودى كيفر اين تمتّعهاى خود سرانه را كه برده‌ايد ، خواهيد دانست .
سُلْطاناً فَهُوَ يَتَكَلَّمُ بِما كانُوا بِهِ يُشْرِكُونَ
، واژهء « سلطان » به معناى حجت و دليل و است و عبارت
« فَهُوَ يَتَكَلَّمُ »
مجاز است مانند اين مورد كه گفته مىشود : كتابه ينطق بكذا و معناى آن دلالت است و گويا گفته است : آيا دليلى وجود دارد كه بر صحّت