لَهُ مَقالِيدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
؛ خداوند مالك و نگهدارندهء امور آسمانها و زمين است .
اين كه در اين آيه
« مَقالِيدُ »
گفته شده از باب كنايه است ، زيرا نگهبان گنجها كسى است كه كليد گنجها را در اختيار دارد و كلمهء « مقاليد » به معناى : مفاتيح ، است و از لفظ خودش مفرد ندارد .
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا
؛ اين جمله به عبارت
« وَ يُنَجِّي اللَّهُ الَّذِينَ اتَّقَوْا »
متصل است و ميان اين دو عبارت به عنوان جملهء معترضه ، خداوند فرموده است كه او آفرينندهء همه چيز و نگهبان آنهاست ، بنا بر اين از كارها و پاداش آنها هيچ چيز بر او پنهان نيست و كسانى كه منكر اين معنا باشند از زيانكارانند .
قُلْ أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي
؛ عبارت
« أَ فَغَيْرَ اللَّهِ »
به وسيلهء فعل « أعبد » منصوب است و عبارت :
« تَأْمُرُونِّي »
جملهء معترضه است و در اصل چنين بوده است « أ فغير اللَّه اعبد بأمركم » و اين هنگامى بود كه مشركان به پيامبر مىگفتند تو بعضى از خدايان ما را بپذير و پرستش كن تا ما هم به خداى تو ايمان بياوريم .
ممكن است
« أَ فَغَيْرَ اللَّهِ »
به سبب مفهومى كه جملهء
« تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ »
بر آن دلالت دارد ، منصوب باشد ، زيرا تقدير عبارت چنين است : تعبدوننى و تقولون لى أعبد ؛ مرا به پرستش مىخوانيد و مىگويى كه غير از خدا را عبادت كنم و همچنين اصل عبارت أ فغير اللَّه تأمرونّنى أن أعبد ، بوده است كه حرف « أن » حذف گرديده و فعل مرفوع شده است .
و جملهء
« تَأْمُرُونِّي »
به چند طريق خوانده شده است :
1 - با ادغام و تشديد نون : تأمرونى ، و چون پيش از نون مدغمه حرف لين واو است ، ادغام جايز است .
2 - به صورت تأمرونى بدون ادغام و مطابق اصل آن .
3 - به صورت تأمروننى با حذف نون دومى ، زيرا نون اولى علامت رفع است .