تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
بلكه ديگران را هم استهزا و مسخره مىكرد ، جملهء « ان كنت . . . » در محل حال است و گويا گفته است : من در حالى كه اطاعت خدا را نمىكردم ، در همان حال اطاعت كنندگان را نيز سخريه و استهزا مىكردم .
أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدانِي
؛ اين عبارت را به سبب حيرت و سرگردانى مىگويد و آن را براى چيزى كه خود را سزاوار نمىداند . علت مىآورد . هم چنان كه خداوند از قول آنها مىفرمايد : كه علت گمراهى خود را ، گمراه كردن پيشوايانشان و شيطانها مىدانند .
بَلى قَدْ جاءَتْكَ آياتِي
؛ اين جمله جواب و ردى است از خداوند عز اسمه بر گفتار او و مقصود اين است كه آرى البته ما تو را با قرآن ( و دستورهاى ديگر ) هدايت و راهنمايى كرديم ، ليكن تو آن را انكار كردى و از قبول آن كبر ورزيدى و كافر شدى . علت اين كه در اين عبارت حرف « بلى » جواب براى غير منفى واقع شده ، اين است كه عبارت « لو أن اللَّه هدانى » به معناى : ما هديت ، مىباشد .
كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ
؛ چيزهايى دروغى را به خدا نسبت دادند ، زيرا خدا را به چيزهايى كه شايسته نيست توصيف كردند و نسبت فرزند و شريك به او دادند و گفتند :
هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ
؛ « اين بتان شفيعهاى ما پيش خدا هستند » « 1 » .
لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ
؛ « اگر خدا مىخواست ما آنها را عبادت نمىكرديم » « 2 » .
وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها
؛ « و خداوند ما را به آن امر كرده است » « 3 » . اين حرفها از كسانى كه فعل قبيح را نسبت به خدا مىدهند و با خداوند چيزهاى ديگرى را هم قديم مىدانند بعيد نيست ، ( بنا بر اين براى خدا شبيه و مانند قائلند ) .
هامش
( 1 ) - يونس / 18 . ( 2 ) زخرف / 20 . ( 3 ) اعراف / 28 .